دلنوشته از همسفر فاطمه --لژیون هشتم
دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 05:46 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )


سلام دوستان فاطمه هستم همسفر (کمک راهنمایی لژیون هشتم)

فراموشی ...
اولین  بار که روی فرش یه تکه کوچک تریاک دیدم فکر کردم قیره ،کاکائو یا،... بوش کردم فهمیدم یه تیکه تریاک هست. راستش وبخواهید خودم را گول زدم گفتم از بیرون اومده برای فلانی..... اما می دانستم ،توی ذهنم جهنمی برپا شده بود ناخود آگاه لحن صدام تند شد.بوی غذا اذیتم می کرد به خودم گفتم بخاطره ویار هست آخر تازه یک هفته بود که متوجه شده بودم  باردارهستم  .دلم به کارنمی رفت ،استکان توی دستم سر می خورد ،شوهرم پرسید کلافه ای گفتم نه ،گفت : مشخصه ! بالحن تندی گفتم: نه . نمی توانستم غذا درست کنم پیازش سوخت نمی دانم چند بار نمک ریختم .اصلا لپه روشستم توی قابلمه ریختم یانه .،هر جور بود درست شد وقتی توی سفره گذاشتم خودم از بوش حالم بد شد باخودم گفتم بخاطره ویارهست . دستم را طرف سالاد دراز کردم از دیدن گوجه های درشت سالاد تعجب کردم آخر من همیشه عادت داشتم سالاد رو ریز ریز خرد کنم از سالاد هم بدم آمد و کنار گذاشتمش .تاشب کلافه بودم نمی دانم چرا  تلویزیون مدام در موررد اعتیاد حرف می زد.خواستم بخوابم اما خوابم نمی برد. 


گوشم تیز شده بود صدای ساعت ،صداهای بیرون اذیتم می کرد نفهمیدم کی خوابم برد.از اون روز خیلی چیزها عوض شد خیلی چیزها هم یادم رفت .یادم رفت چه رنگی را دوست داشتم ،چه غذای را دوست داشتم ،خط اتو لباسهایم رفت ،زیاد می خندیدم اما با ناراحتی. صدای قلب پسرم را درسونوگرافی یادم رفت. همیشه فکر می کردم قشنگ ترین صدای دنیاست. خیلی چیزها یادم رفت اولین نگاه پسرم، اولین خنده هایش ،اولین قدمهایش . عکس ها را نگاه می کردم انگار اولین بار بود که می دیدم ......اولین بوی که از اون روز به بعد توی ذهنم موند ۶ سال از اون  می گذشت نه ماه بود می رفتیم کنگره صبح بود خواب بودم از بوی تند شربت اوتی از خواب بیدار شدم شوهرم داشت دارویش را می خورد بلند شدم مثل قبل احساس کسلی نداشتم وقتی چای درست کردم  از بوی عطرش کیف کردم حس خوبی داشتم بوی غذا را از صبح که درست می کردم احساس  می کردم نمی دانم برای پیازهای یک دست وطلایش بو یا ادویه اش .....سرسفره سالاد شیرازی باگوجه های ریز شده وعطر نعنایش حواسم را به خودش جلب کرد .لحن صدایم آرام شده بود ،نقاشی که پسرم آن روز کشید همیشه توی ذهنم ماندگار است.......


سپاس از همسفر کمک راهنما سر کار خانم فاطمه لژیون هشتم
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
معصومه کمک راهنما شنبه 10 آذر 1397 10:29 ب.ظ
عالی بود خانم فاطمه عزیز انشالله سر زنده و پایدار باشید و خدا قوت ویژه به خانم معصومه
همسفر نازی. لژیون هشتم شنبه 10 آذر 1397 12:40 ق.ظ
سلام خدمت خانم فاطمه ی عزیز از خداوند میخوام روزگارتان همیشه شاد و پر از محبت باشه انشاالا
همسفر نازی. لژیون هشتم شنبه 10 آذر 1397 12:38 ق.ظ
سلام خدمت خانم فاطمه ی عزیز از خداوند میخوام روزگارتان همیشه شاد و پر از محبت باشه انشاالا
همسفر سامره لژیون هشتم شنبه 10 آذر 1397 12:37 ق.ظ
خانم فاطمه ی عزیزم متن بسیار زیبا بود و تمام لحظه لحظه ی این متن رو توی ذهنم به تصویر کشیدم.کاش واقعا فراموش نکنیم،کاش یادمون نره.اگر که فراموش نکنیم گاهی به سختی های العانمون می‌خندیم و کمتر اذیت میشیمم.لبخند مهمون همیشگیه لبهاتون
اعظم کمک راهنمای لژیون یکم پنجشنبه 8 آذر 1397 03:48 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز و دوست داشتنی امیدوارم شادیهای زندگیت روز به روز بیشتر بشه تا هیچ وقت غمهای گذشته رو به یاد نیاوری
همسفرجمیله لژیون ششم پنجشنبه 8 آذر 1397 01:05 ق.ظ
خیلی زیبا بود خانم فاطمه آرزوی روزهای خوش کنار خانواده
همسفرزهرا کمک راهنمای لژیون چهارم چهارشنبه 7 آذر 1397 09:49 ب.ظ
سلام
فاطمه جان خداروشکر بابت حال خوب امروزتون،امیدوارم همیشه شاد وموفق باشید
خداقوت خدمت همسفران خدمتگزار سایت
همسفر نرگس کمک راهنما لژیون دوم چهارشنبه 7 آذر 1397 01:30 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز و مهربانم براتون یه دنیا روزهای خوش و سلامتی آرزو میکنم
همسفر معصومه .لژیون هشتم چهارشنبه 7 آذر 1397 11:57 ق.ظ
خانم فاطمه عزیز در حین کوتاهی متن ولی زیبا روزگار تلخ و در انتها شیرین را به تصویر کشیدید .خدارو شکر که لحظه های شیرین و ماندنی را لمس میکنید
همسفرزینب سه شنبه 6 آذر 1397 11:14 ب.ظ
بهترینهارا برایتان آرزو میکنم خانم فاطمه
رخساره از لزیون هفتم سه شنبه 6 آذر 1397 06:57 ب.ظ
خانم فاطمه ی عزیز و دوستداشتنی چندین بار دلنوشتتونو خوندم بسیار عالی بودیه دنیا خوشحاتم به خاطر حال خوبی که الان دارید خداروشکر شکرشکر
همسفر نرگس کمک راهنمای لژیون نهم سه شنبه 6 آذر 1397 05:47 ب.ظ
عالی بود فاطمه جان آرزوی روزهای خوش برای شما دارم وخداقوت خدمت خدمتگذاران سایت
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات