متن سی دی پاداش
پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت 03:40 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )

 شما پیام را بدهید، آنانی که قطره نیکو زمینشان را آبیاری کرده باشد بی‌شک به سمت او بازخواهند گشت. این مطلب وعده‌ای است که بارها انجام پذیرفته است و نیازی به تفکر ندارد


شما پیامتان را بدهید، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ "بگو خداوند یگانه است" این پیامی ست که تنها به پیامبر داده نشده و به همه باید گفته شود، آن‌کس که بخواهد قبول می‌کند. خیال نکنید که عده‌ای با دروغ و نیرنگ خوش می‌گذرانند و به‌صورت مقطعی به آن نگاه نکنید، این قصه سردراز دارد و ادامه‌دار است و چشم به هم بزنی می‌گذرد..


من همان مطلب جلسه قبل را می‌خوانم و از زوایای متعدد آن را بررسی می‌کنم:

 شاید این روزها روزنه‌ای باشد برای یافتن جهان درون و بیرون، ان‌شاءالله که این‌طور بشود.  اکنون میگوییم که پیام برای کسانی که به این دنیای تازه قدم نهاده‌اند و به خویشِ خویشتن توجه می‌نمایند.

 در اینجا دو تا کلمه داریم یکی جهان درون و جهان بیرون است، کلمات دیگری نیز داریم، مثل دنیای تازه و خویشِ خویشتن. کلماتی که برای اساتید است و من مطرح می‌کنم، بعضی‌اوقات مفاهیم متعددی ممکن است برداشت شود. تا ذهنمان بازتر شود و بتوانیم مفاهیم بیشتری دریابیم. مثل اعداد ریاضیات نیست که بگوییم دو دوتا می‌شود ۴ تا همیشه دو دوتا می‌شود ۴ تا. ولی در مسائل علوم انسانی یا تاریخ که می‌رویم تعاریف بهتری را ممکن است پیدا کنیم و بعد برای ما موضوع مشخص شود. در قدیم من به نفس خویش خویشتن می‌گفتم. حال اگر جلوتر بیاییم و بخواهیم موضوع را بازکنیم می‌توانیم با دیدگاه‌های دیگری به جمله نگاه کنیم و هر جمله را نگاه کنیم مفهوم خودش را دارد. به خویش خویشتن توجه کنید یک برداشت این است که به خودت توجه کن! به قول علمای روانشناسی، اگو یا سلف یا خود که ما به آن نفس میگوییم. یکی اینکه بیاییم خویش و خویشتن را جدا کنیم؛ تن می‌شود جسم و خویش می‌شود نفس که خویشتن باهم می‌شود نفس با جسم. پس اینجا بازداریم خویش خویشتن؛ خویشتن را گفتیم و خویش می‌شود قوم، فامیل. مفهوم دیگر می‌توانیم خویش را قالبی که گفته بودیم به مفهوم روح بگیریم. تن شد جسم و خویش شد نفس و خویش را مترادف باروح بگیریم؛ یعنی کسانی که به روح خودشان توجه می‌کنند، چون ما معتقدیم که روح الهام مثبت دارد فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا که فجور مال جن است و تقوا مال روح است. روح به ما الهام نیکی و خوبی می‌کند و برای ما خوبی و مثبت را می‌خواهد. برای همین به روح توجه کنیم که ما را به راه راست هدایت کند و یک مفهوم دیگر خویش خویشتن را فامیل یا خانواده در نظر بگیریم. همسر، بچه، خواهر، مادر و... . خویش خویشتن شما هستند. اینجا می‌توانیم به این مفاهیم هم توجه کنیم؛ که خودمحور نباشیم و فقط به خود نگاه نکنیم. تو اگر می‌خواهی به دنیای تازه قدم بگذاری باید به فرزندت، همسرت، دوستت و...  توجه کنی. چون برخی از انسان‌ها همه‌چیز را برای خود می‌خواهند و محور خودشان هستند. ضرب‌المثل قدیم می‌گفتند میمون به حمام رفت، در قدیم کف حمام داغ می‌شد وقتی سوخت، بچه‌اش را زیر پایش گذاشت. ممکن است بعضی از انسان‌ها هم این‌گونه باشند و برای آن‌که به خواسته‌های نفسانی خود برسند حتی فرزند، همسر و ... را هم فدا می‌کنند تا به خواسته خودش برسد. وقتی میگوییم به خویشتن خویش توجه کنیم، همه مفاهیم را می‌توانیم در نظر بگیریم و هیچ‌کدام از این مفاهیم برای ما ضرری ندارند.  هم می‌توانیم قوم‌وخویش را در نظر بگیریم کسانی که دوستشان داریم و جزئی از خانواده ما هستند، توجه به خانواده یکی از مسائل مهم و حائز اهمیت است. مهم‌ترین مشکلی که در کشورهای اروپایی به چشم می‌خورد این است که پیوندد بین اعضای خانواده از بین رفته و همه دوست دارند مستقل و تنها زندگی کنند. تا وقتی‌که جوان هستی، زیبایی و انرژی و توان داری ممکن است تنها زندگی کردن برای تو منفعت داشته باشد، ولی زمانی که پا به سن گذاشتی چه؟ اگر تب کردی کسی نیست که تب تو را بگیرد و یا حتی یک‌کاسه آب به شما بدهد.

کسانی که به دنیای تازه قدم می‌نهند... 

دنیای تازه را گفتیم که اگر به‌صرف مصرف مواد مخدر در نظر بگیریم، به دنیایی می‌گوییم که دروغ نیست، مواد مخدر نیست و ضد ارزش‌ها نیستند. اینجا پرانتزی بازکنم؛ الزاماً کسانی که مواد مخدر مصرف می‌کنند همه دروغ‌گو، دزد و متقلب نیستند و چنین چیزی صادق نیست. در یک گروهی بودم و نوشتارها و کتاب‌هایشان را می‌خواندم که نوشته بود: ما مصرف‌کنندگان مواد مخدر همه دزد بودیم. زیر جمله خط کشیدم و گفتم که ما نمی‌توانیم بگوییم که همه ما این‌طور بودیم و شاید برخی این‌طور باشند اما به‌صورت عام نمی‌توانیم این را بگوییم، برخی هستند که تریاک مصرف می‌کنند و خیلی هم خداشناس هستند و خیلی هم سالم و صالحی هستند. درست است که اعتیاد بیماری است، ولی به‌صورت عام نمی‌توانیم همه را بد در نظر بگیریم، تنها درصدی از مصرف‌کنندگان مواد مخدر مشکل‌دارند و این خیلی طبیعی است. آیا درصدی از افراد سالم جامعه که مواد مصرف نمی‌کنند، مشکل ندارند؟

وقتی می‌خواهیم وارد دنیای تازه شویم هرکدام از ما انسان‌ها حداقل سه دنیاداریم؛ یک جهان همین دنیای فیزیکی است که صبح تا شب می‌بینیم و لمس می‌کنیم و با پنج حس بینایی، چشایی و...  قابل‌لمس و درک است. اگر دنیای تازه را جهان مادی را در نظر بگیریم، کسی که می‌خواهد به صراط مستقیم و راه درست برود و از ضد ارزش‌ها فاصله بگیرد و به‌طرف ارزش‌ها برود، آن جهان مادی است. جهان مادی این نیست که از این کره زمین به کره مریخ برود و منظور همین جهان است. اگر زاویه دیدش را عوض کنند همه‌چیز تغییر می‌کند. یکی با آن‌هایی که قبلاً معاشرت داشته، معاشرت با آن‌ها را قطع کند. یکی دیدگاهش ممکن است تغییر کند. قبلاً برداشت‌هایش به‌گونه‌ای بود و اکنون به شکل دیگری، قبلاً همه‌چیز را برای خودش می‌خواست و امروز برای دیگران هم می‌خواهد، قبلاً برای کسی کوچک‌ترین قدمی برنمی‌داشت ولی الآن ممکن است گاهی برای سایر انسان‌ها خود را فدا کند تا به انسان‌های دیگر آسیب نرسد. جهان دیگر جهان ذهن ما است. وقتی ما وارد دنیای تازه می‌شویم ما ازنظر ذهنی هم دارای جهان هستیم و در جهان ذهنی زندگی می‌کنیم. الآن شما چشمتان به من است و گوشتان صحبت‌های من را می‌شنود که صحبت‌های من را می‌شنود بعضی از شما اینجا نیستید، در مکان و جهان دیگری هستید و یا به یکی دیگر فکر می‌کنید و یا در ذهنتان تصویر دیگری مجسم می‌کنید و اصلاً اینجا نیستید. گاهی حرف‌های من را می‌شنوید و گاهی هم به جهان ذهن می‌روید. در جهان ذهن هم جهان خوب و بد دارد. گاهی اوقات یک فکر در جهان ذهن به شما خطور می‌کند و بر شما مستولی می‌شود، ساعت‌ها و روزها آن فکر شمارا رها نمی‌کند، شما با تمام وجود می‌خواهید از آن فکر بیرون بیاید ولی آن شمارا رها نمی‌کند. اگر فکر خوب باشد که عالی است ولی گاهی آن فکر خوب نیست و شمارا رنج می‌دهد، انرژی شمارا می‌گیرد و شمارا اذیت می‌کند ولی شما نمی‌توانید از آن خارج شوید گویی در آن جهان ذهنی زندانی و گرفتار هستید. در آن باز است ولی شما نمی‌توانید از آن جهان فرار کنی. هیچ‌کس با شما کاری ندارد، نه نگهبانی و نه زوری، ولی شما نمی‌توانید از آن جهان ذهنی خارج شوید و خیلی کار سختی هم هست. گاهی اوقات جدا شدن از زندگی ذهنی، به‌مراتب خیلی سخت‌تر از جدا شدن از زندگی مادی است. شما در زندگی مادی می‌توانید مکانتان را تغییر دهید، مثلاً می‌توانید شمال و یا تبریز بروید و از مکان فیزیکی راحت می‌توانید خارج شوید؛ ولی از جهان ذهنی خروج بسیار سخت است. در جهان ذهن ما گرفتاری‌های زیادی داریم ما در جهان ذهن ممکن است دارای ترس‌های گوناگون، کینه، حسد و ... باشیم؛ و همین‌طور می‌تواند خوشی‌ها، زیبایی و عشق و ... باشد. همه‌چیز جهان ذهن می‌تواند وجود داشته باشد و روی ما تأثیر داشته باشد و می‌تواند ما را رنجور کند. جهان ذهن بسیار نیرومند و قوی است و مانند سیاه‌چال می‌ماند، خیلی مهارت بالایی می‌خواهد که از بتوانی از سیاه‌چال رها شود. سیاه‌چال یک توده بسیار سنگینی از جرم و انرژی است. سیاه‌چالی که در فضا است بسیار سنگین است؛ به‌عنوان‌مثال موادی که در طبیعت داریم فشرده شود و مانند یک توپ فوتبال شود. مثلاً ستاره‌هایی که در هم فرومی‌ریزند و منهدم می‌شوند تبدیل به یک توده انرژی می‌شوند که ما نمی‌توانیم آن را رؤیت کنیم ولی هر چه که از اطرافش عبور کند را می‌گیرند، حتی نور را می‌شکند و به سمت خود جذب می‌کند. اگر کره زمین از کنار یک سیاه‌چال بگذرد قطعاً آن سیاه‌چال کره زمین را می‌بلعد و پودر می‌کند. منظومه شمسی به سمت سیاه‌چال نزدیک شود، سیاه‌چال آن را در خود فرومی‌برد. پس وقتی میگوییم ذهن ما چون سیاه‌چال است، ببینید این ذهن چقدر قوی است و ذهن را به چه تشبیه کرده‌ام که همه‌چیز را به خود جذب می‌کند، شخصی بسیار قوی می‌خواهد که نگذارد وارد ذهن شود. ناامیدی وقتی‌که وارد ذهن می‌شود، آن‌قدر بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود که شخص از زندگی بَری و بیزار می‌شود و اقدام به خودکشی می‌کند. وقتی‌که خودکشی می‌کند اول خودکشی در جهان ذهن است بعد در جهان بیرون اتفاق می‌افتد. گاهی کاری را می‌خواهید انجام دهید، ابتدا در جهان ذهن انجام می‌دهید، بعد در جهان بیرون انجام می‌دهید. هر کاری ابتدا در جهان ذهن ترسیم و تصور می‌کنیم و سپس اقدام به آن کارخواهیم کرد. حالا که می‌خواهیم به دنیای تازه قدم بنهیم باید وارد جهان ذهنی جدیدی شویم. همان‌طور که گفتم ذهن همچون سیاه‌چال است و نمی‌توانید همه‌چیز را از آن بیرون کنید. برای مثال بعضی‌ها گرفتار عشق هستند، سال‌ها گذشته ولی نمی‌توانند آن عشق را از ذهن بیرون کنند چون قدرت ذهن بسیار قوی است و همانند سیاه‌چال است.  هر کاری که می‌کنید نمی‌توانید آن را از ذهن خارج کنید و واقعاً سخت و دشوار است که بتوانیم آن را از ذهن خارج کنیم و زمان و تمرین زیادی می‌خواهد که بتوان آن را از ذهن خارج کرد. برای وارد شدن به جهان ذهنی تازه باید معرفت و دانایی داشته باشیم. باید حتماً دانایی را کسب کنیم. هر وقت به مسئله دانایی می‌رسم می‌بینم که استاد امین با ترسیم مثلث دانایی برای ما مشخص کرد که دانایی چیست. وقتی به ما می‌گویید مثلث دانایی می‌شود آموزش، تجربه و تفکر، مجموعه این‌ها می‌شود دانایی و معرفت؛ و ما به هر سه این‌ها نیاز داریم تا به مرحله‌ای برسیم که تغییر کنیم. بدون کسب معرفت و عمل سالم ما نمی‌توانیم وارد جهان ذهنی جدید شویم. برمبنای عمل سالم، می‌توانیم وارد جهان جدید شویم. اگر این آموزش‌ها نباشد تغییرات انجام نمی‌شود؛ یعنی اول ذره‌ذره تغییر انجام شود و بعد تبدیل می‌شویم. مثلاً آب انگور کم‌کم واکنش شیمیایی در آن انجام می‌شود و سپس تبدیل به شراب و سرکه می‌شود. در تبدیل هر چیزی به چیز دیگر تبدیل می‌شود. اول غوره است، ذره‌ذره تغییر می‌کند تبدیل به انگور می‌شود و در آفتاب انگور ذره‌ذره تغییر می‌کند و تبدیل به کشمش می‌شود. باید اول معرفت کسب کنیم و عمل سالم انجام دهیم و تبدیل به چیز دیگری می‌شویم و جهان ذهن ما تغییر می‌کند.

جهان دیگر جهان خواب است. جهان خواب جهانی بسیار فعال و پرتلاشی می‌باشد. البته جهان خواب سمبلی از جهان آخرت است.

اگر ما هر شب کابوس می‌بینیم باید بدانیم در جهان آخرت هم به همین شکل است. اگر اینجا کابوس می‌بینیم با مرگ کابوس‌ها از بین نمی‌رود. ممکن است در این جهان کابوس باشد ولی در جهان دیگر حقیقی باشد و وقتی به دنیای تازه قدم می‌نهیم باید خواب‌ها عوض شود؛ یعنی در سفری که انجام می‌دهیم و بامعرفتی که کسب می‌کنیم و سپس عمل سالم که انجام می‌دهیم، ذره‌ذره این کابوس‌ها کم می‌شود. کابوس دیدن چیزی نیست که با قرص و دعا و سحر و جادو بتوان آن را از بین برد، ممکن است موقتاً از بین رود ولی برای درمان کابوس دیدن در خواب باید نهاد، وجود، خویشتن و گوهرِ وجودی ما تغییر کند. این انسان با این شرایط زندگی با این جهان ذهنی با این تفکرات با این اندوخته و هیبت، در جایگاه و جهانی قرار دارد که این کابوس‌ها را می‌بیند؛ یعنی خودش این شرایط را برحسب تقدیر و یا خواست به وجود آورده که هر شخصی که در این جایگاه است همین خواب‌ها را خواهد دید. هر شخصی که هروئین و تریاک مصرف کند و مصرف‌کننده شود و قطع کند، دچار گرفتاری و خماری می‌شود. کسی که تریاک مصرف می‌کند وقتی می‌خواهد تریاک را قطع کند دچار بیرون‌روی، استخوان‌درد، عطسه و... می‌شود. این شامل همه است؛ یعنی هرکس در جایگاه مصرف‌کننده قرار ‌گیرد همین بلاها به سرش می‌آید؛ بنابراین هرکسی در جایگاهی که قرار دارد، بر مبنای آن‌یک سری کابوس می‌بیند. حال اگر این برود کنار و شخص دیگری در جای آن قرار گیرد او هم این کابوس‌ها را می‌بیند و در آن شک و تردیدی نیست. پس چه‌کاری باید انجام دهد؟ باید قرص بخورد؟ بله؟ اگر قرص‌های سنگین بخورد بعد از خوردن بی‌هوش می‌شود و خیلی از چیزها را تشخیص نمی‌دهد و باید هر شب با آن قرص‌ها بخوابد؛ بنابراین برای رهایی از کابوس‌ها نتیجه باید معکوس باشد. نبایستی از کابوس‌ها فرار کرد، بایستی به دل کابوس‌ها رفت. چون کابوس‌ها سایه هستند. قدیم می‌گفتند که اگر سگی به شما حمله کرد، اگر نترسید و به آن حمله کنید، فرار می‌کند؛ اما اگر بترسید و فرار کنید به دنبال شما می‌آید. پس اینکه شما از سگ فرار کنید و یا شما به سگ حمله کنید، بستگی به قدرت و توان شما دارد. داستان کابوس‌ها هم همین است. اگر می‌خواهید به دل کابوس‌ها بروید باید مسلح شوید و جایگاهت را تغییر دهی، باید جهان ذهنت را تغییر دهی و آن موقع می‌توانی کابوس‌ها را هم عوض کنی. پس برای کابوس‌ها بایستی به درون سفر کرد و از طرف ضد ارزش‌ها ذره‌ذره به سمت ارزش‌ها حرکت کرد. پس اگر به دنیای تازه می‌خواهیم قدم بگذاریم باید دنیای تازه‌ی ما هم جهان فیزیکی باشد و هم جهان ذهن و هم جهان خواب باشد و باید در هر سه جهان قدم بگذاریم. باید کم‌کم وارد این جهان‌ها شد. مثلاً کسانی که تازه‌وارد کنگره می‌شوند، کابوس زیاد دارند. کابوس‌ها را نمی‌توان یک‌باره از بین برد، کابوس چیزی نیست که مستقیم به آن حمله کنید و باید غیرمستقیم به آن حمله کرد. غیرمستقیم یعنی وارد ارزش‌ها شویم، از ضد ارزش‌ها پرهیز کنیم. پس زمانی که یک سفر اولی کابوس زیاد می‌بیند، زندگی‌اش تغییر می‌کند. سفرش را شروع می‌کند و سیدی گوش می‌کند و معرفت را کسب می‌کند و روی برنامه dst قرار می‌گیرد، یواش‌یواش امیدوار می‌شود، همان‌طور که در این مسیر پیش می‌رود، از آن‌طرف هم کابوس‌ها کم می‌شود.

بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت کنید و بر زمین و سما توجه کنید. با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید

ایمان راسخ به ماوراء، اندیشه ژرف و باور می‌خواهد؛ که در کتاب خداوند آمده است که بعضی‌ها میگویند ایمان آورده‌ایم که گفته شد شما ایمان نیاورده‌اید، شما اسلام آورده‌اید و این دو باهم متفاوت هستند شما اگر شهادتین را بگویید مسلمان می‌شوید ولی ایمان باید در صراط مستقیم باشی تا باور و ایمان داشته باشی. در اینجا اندیشه ژرفی می‌خواهد که رحمت و مهربانی خداوند را باور داشته باشد. هرگاه شما با گوشت و پوست‌واستخوانتان باور داشته باشید که وعده خداوند دروغ نیست، آن روز است که ایمان آورده‌اید و به‌گونه‌ای دیگر فکی می‌کنید و روزی است که در بهشت قرار می‌گیرید. اگر کسی با اندیشه ژرف به رحمت و مهربانی خداوند ایمان داشته باشد از ضد ارزش‌ها جدا می‌شود و به سمت ارزش‌ها حرکت می‌کند و  دروغ نمی‌گوید، دزدی نمی‌کند، رشوه نمی‌گیرد و...  این کارها را کسانی می‌کنند که به رحمت ماوراء ایمان ندارند.

و بدانید که پاداش شما دست همیاری شمارا خواهد داد.

اللّه سَرِیعُ الحِساب. زمانی که ایمان داشتی و عمل صالح انجام دادی و با تمام وجود معتقد بودی که عده خداوند دروغ نیست، کارهایی که انجام می‌دهی دست همیاری به تو می‌دهد. پاداش تو دست همیاری تو را خواهد داد. من کار نیکو می‌کنم، به شما کمک می‌کنم که از ظلمت اعتیاد خارج شوید، از شما هم چیزی نمی‌گیرم ولی خود شما خیلی چیزها به من می‌دهید. می‌خواهم برای کنگره ساختمان بخرم شما پول می‌دهید، برای چه این کار را انجام می‌دهید؟ برای چه سازمان‌های غیردولتی درگیر مسائل مالی هستند و کمبود مالی دارند؟ ولی ما در اینجا از هیچ‌کس کمک مالی نمی‌گیریم. همه راهنماها، مرزبانان و...  خدمت می‌کنند آن کار کردن ما پاداش ما را می‌دهد، این در سطح کنگره است. حالا در سطح خصوصی هم همین‌طور است، دکان‌داری که جنس خوب به مردم می‌دهد، پاداشش این است که مشتریان زیادی برایش می‌آید، آن مشتری ۱۰۰ تا مشتری دیگری می‌آورد. چون عمل سالم انجام می‌دهد پاداشش دست همیاری به او می‌رساند. آن‌کسی که شیر می‌فروشد و در داخل شیر آب نمی‌ریزد و تقلب نمی‌کند، پاداشش این است که مشتری‌هایش زیاد می‌شود و ... آن‌کسی که شما به آن اعتماد دارید و به اعتماد شما خیانت می‌کند، طبق وعده خداوند در روزی را به روی خودش می‌بندد و در رحمت را به روی خود می‌بندد و شخص دیر یا زود متوجه می‌شود و خیلی امتیازات را دست می‌دهد. وقتی کار خوب انجام می‌دهیم منظورمان این نیست که کار خوب وارد بهشت می‌شود، به بهشت خواهد رفت، ولی در همین دنیا پاداش شمارا می‌دهد. آنچه کنی به خود کنی   گر همه نیک و بد کنی٬ هر عمل که انجام دهی سریع پاداش آن عمل را خواهی دید.

آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و یا دانه باارزش، هم قوت کافی، هم سایه‌بان‌هایتان افراشته خواهد بود، پس آن کنید که فرمان است

وقتی ایمان راسخ داشتی آن موقع بذر نیکو بکار و یا دانه باارزش... . رطب شیرین است و استفاده آن خیلی زیاد است و حنظل تلخ است و به درد نمی‌خورد و استفاده آن کم است. اگر می‌خواهی چیزی بکاری، چیزی بکار که باارزش باشد. تخم نفاق و دروغ و خیانت نکار، تخم حقیقت بکار. بارها به شما گفته‌ام  این جهان همچون شعبده‌بازی است. شما به خیال خودت به مسیر گلستان می‌روی، از مسیر آتش سر درمی‌آوری، در آتش می‌روی ولی از گلستان سر درمی‌آوری. اینجا پول می‌گیری، راه کج می‌روی، رشوه می‌گیری در معامله خیانت می‌کنی و... این بلایش سرخودت می‌آید. اینجا تخم بد و خیانت و منفی کاشته‌ای. گفتیم فقط بذرها نیست که ما می‌کاریم، اعمالی که ما انجام می‌دهیم بذری است که می‌کاریم. گندم بکاری گندم برداشت می‌کنی، جو بکاری جو درو می‌کنی. پس چطور انتظار داریم که ما تخم نفاق و خیانت بکاریم ولی خوبی برداشت کنیم؟ وقتی باد بکاری طوفان درو می‌کنی؛ یعنی شما طالبی می‌کاری ولی از آن صدها تخم طالبی برداشت می‌کنی، باد کوچک است بایستی انتظار داشته باشید طوفان دروکنید. در اینجا می‌گوید به کسی ظلم نکن و بدخواه کسی نباش، من روی میز پول می‌ریزم اگر برنداشتی درست است، اگر کاری را به شما محول کردم و خیانت کردی به خودت بازخواهد گشت. بارها گفته‌ام اگر نخودی زیر قله کوه البرز باشد بالاخره روزی آن نخود خود را نشان خواهد داد. وقتی گندم و ذرت و مواد غذایی بکاری قوت کافی خواهی داشت و غذا به دست می‌آوری و اگر درخت میوه بکاری زیر سایه‌بانش خواهی نشست. کاشتن فقط بذر و دانه کشاورزی نیست که می‌کاریم. تمام اعمال ما کاشته و به خود ما برمی‌گردد. فرمان‌ها هم که فرمان الهی هستند و از زمان کهن این فرمان‌ها داده‌شده و همه مثل هم هستند. تمامی پیامبران یک پیام را دادند و یکدیگر را کامل کردند.

شما پیام را بدهید، آنانی که قطره نیکو زمینشان را آبیاری کرده باشد بی‌شک به سمت او بازخواهند گشت. این مطلب وعده‌ای است که بارها انجام پذیرفته است و نیازی به تفکر ندارد.

شما پیامتان را بدهید، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ "بگو خداوند یگانه است" این پیامی ست که تنها به پیامبر داده نشده و به همه باید گفته شود، آن‌کس که بخواهد قبول می‌کند. خیال نکنید که عده‌ای با دروغ و نیرنگ خوش می‌گذرانند و به‌صورت مقطعی به آن نگاه نکنید، این قصه سردراز دارد و ادامه‌دار است و چشم به هم بزنی می‌گذرد.

پایداری و تلاش شمارا به شما تبریک میگوییم. نعمت‌های الهی در هر پله‌ای از صعود به خاندان شما می‌رسد.

وقتی شما در حال تلاش باشید و بذر نیکو بکارید، نعمت‌های الهی به شما و خانواده شما خواهد رسید.

و این طعامی است که از دو مطلب حکایت دارد؛ یکی غذای روح به آن معنا که خود می‌دانید، دوم قوت کافی.

وقتی درست باشی و ایمان داشته باشی وعده خداوند دروغ نیست به ما پاداشی می‌رسد که هم مادی است و هم معنوی. پاداش شما دست همیاری شمارا خواهد داد یعنی هم‌غذای معنوی به شما می‌رسد و هم‌غذای روحی.

اول غذای روح که به آن آرامش و آسایش می‌رسیم، دوم قوت بدن و کالبد شما که در جهان مادی به آن احتیاج دارید و این تقدیر پله‌ها و یا قدم‌هایی است که برمی‌دارید که به‌طرف بالا حرکت می‌نماید، توفیق الهی همراه شما باشد و این مطلب یا خواست و فرمان است. دقت درحرکت را مدنظر قرار بدهید

شما بذر نیکوی خود را بکارید و حرص دیگران را نخورید و کار خیر ما قرار نیست برای همه باشد زیرا برخی مخالف این روش شما هستند و هیچ‌چیزی را قبول ندارند. بعضی خدا را قبول ندارند و به‌کل هیچ‌چیز را قبول ندارند. ممکن است در ظاهر قبول کنند ولی در باطن قبول ندارند، به خاطر منافع در ظاهر می‌گویند آری، ولی در باطن قبول ندارند.

بگذارید آنانی که حیله و عداوت می‌ورزند در گرداب و ساختن جهنم خود غرق بشوند، شما کاری به آن‌ها نداشته باشید.

آن‌هایی که حیله می‌کنند و عداوت و خیانت "در همه سطوح" می‌کنند، بگذارید در گرداب و ساختن جهنم خود غرق شوند.

اما با درایت و اندیشه خود، پنهان نمودن حقیقت هیچ موجودی را به‌سوی حقیقت رهنمون نمی‌سازد و شما حمایت از پنهان‌کاران ننمایید.

با پنهان کردن حقیقت هیچ موجودی به منزل نمی‌رسد.

با تفکر و اندیشه و یاری آنان که توانایی را دارند؛ مانند اینکه اگر شما قطره‌ای از یک لجن را در یک‌کاسه یا جام بریزید، شاید چندان مشکلی نباشد.

اگر شخصی بیاید و قطره لجن را در جام آب بریزد یا اینکه شما آبگوشتی درست می‌کنید، قطره‌ای لجن داخل آن ریخته می‌شود، خوب نیست ولی مشکلی پیش نمی‌آید.

اما اگر آن قطره زهر کشنده باشد دیگر نمی‌توانید از آن بگذرید؛ و بگذارید در جام آلوده، آب یا هر نوشیدنی دیگری باشد و دیگران بنوشند.

اگر کسی در ظرفی زهر بریزد، آن موقع دیگر نمی‌توانید بگویید عیبی ندارد، آنجا باید عمل کنید و جلوی آن کار را بگیرید. مثلاً در سیستم خودمان کسانی می‌آیند تازه‌وارد هستند، لجن می‌ریزند، نمی‌دانند و اشتباه می‌کنند، می‌توان آن اشتباه را حل کرد و نادیده گرفت، ولی موقعی که زهر ریختند دیگر نمی‌توان گفت اشکالی ندارد، آنجا دیگر عمل سالم نیست. در سیستم قضایی مثلاً شخصی حرف می‌زند با او کاری ندارند ولی موقعی که از حرف می‌گذرد و دست به اسلحه می‌شود آن زمان دیگر محارب است.

همه اتفاقات مشابه به هم هستند ولی با قدری تفاوت‌های جزئی.

پس همه وقایعی که اتفاق می‌افتد همه مشابه هم هستند.

 امروز دیدیم که اگر بخواهیم وارد دنیای تازه شویم و پیام را دریافت کنیم، باید آن را لمس کنیم و ببینیم و مسئله دوم اینکه هر کاری را انجام می‌دهیم همچون این است که بذر می‌کاریم و اگر باد بکاریم طوفان درو می‌کنیم، اگر محبت بکاریم عشق دریافت می‌کنیم و این بستگی به عمل ما دارد. مسئله بعدی اگر ما به این نکته برسیم و درک کنیم که خداوندی وجود دارد و وعده‌اش دروغ نیست و مجموعه‌ای است که زیر فرمان خداوند که سیستم کائنات و هستی را می‌چرخاند و آنچه فرمان و وعده داده است به حقیقت می‌پیوندد، آن موقع روزی است که ایمان آورده‌ایم. ایمان کسانی می‌آورند که به این باور برسند که وعده‌های خداوند دروغ نیست


سپاس خدمت همسفر خانم پریا /لژیون هفتم /


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی و جهان بینی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر پریا_ لژیون ۷ شنبه 23 دی 1396 04:30 ب.ظ
با سپاس از خانم معصومه عزیز امیدوارم مسمر ثمر واقع گردد
همسفر معصومه.لژیون هشتم جمعه 15 دی 1396 06:31 ق.ظ
بسیار عالی خدا قوت
همسفرزینب.لژیون چهار پنجشنبه 14 دی 1396 11:54 ب.ظ
سپاس فراوان از خانم پریا
اعظم لژیون۴ پنجشنبه 14 دی 1396 10:23 ب.ظ
خدا قوت به خانم پریا و خانم معصومه عزیز
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات