سی دی نقش همسفر
یکشنبه 3 دی 1396 ساعت 09:17 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )

 

 گروه همسفرها مثل لاستیک زاپاس یک گروه اضافه هستند و عملا" لاستیک اصلی دارد زیر ماشین می چرخد .. ولی این دیدگاه درست نیست ، گروه همسفرها لاستیک زاپاس نیستند که در شرایط خاصی استفاده شوند...


نقش گروه همسفرها همان بازیگر مکمل است که یک زمانی می تواند آنقدر بد بازی کند که مسافری که لب پرتگاه قرار دارد به ته دره پرت شود و می تواند آنقدر خوب بازی کند که به او کمک کند تا از ته دره ( البته به خواست خودش ) بیاید بالا .

پس اولین مطلب و مهمترین مطلب این است که بعنوان همسفر نقش خودمان را کاملا" جدی بگیریم . این باور اگر وجود داشته باشد بقیه آموزش ها خوب جواب می دهد پس باید روی خودمان تمرین کنیم تا یواش یواش گروه همسفران آقا هم رشد و پیشرفت کند و بتواند حرکات سازنده خودش را انجام دهد . 

مطلب دیگر اینکه هر کدام از ما سوای مسافرمان که بعنوان عزیز ما به کنگره می آیند تا درمان شوند ، برای خودمان و خوب شدن حال خودمان به کنگره می آئیم و این خیلی تفاوت می کند تا اینکه مخصوصا" به خاطر کس دیگری به کنگره بیایم .. و مدام وصل او باشیم . 

عاشق و معشوق هایی که اکثرا" کارشان به شکست می خورد و عمر عاشقی شان یک مدت دوام دارد و زود تمام می شود هم همین کار را انجام می دهند ! وقتی یکی خوشحال است دیگری هم خوشحال است و وقتی یکی ناراحت است دیگری هم ناراحت است ، پس چه کسی قضیه را جمع کند ؟ اگر مسافر خراب کند و ما هم حالمان خراب شود و غمگین شویم چه کسی می خواهد نقش کمکی را در این وسط داشته باشد ؟ مگر اینکه اول برای خودمان اقدام کنیم . ما می آئیم به کنگره برای اینکه به آرامش و تعادل و حس خوب برسیم آن وقت می توانیم به نزدیکان و عزیزانمان بهترین کمک را بکنیم . پس باید خودمان را بعنوان یک همسفر باور کنیم


زمانی که من به کنگره آمدم ؛ ابتدای قضیه کسی برای من تره هم خورد نمی کرد چون نه سنی داشتم و نه عملی بودم ! می گفتند چون پسره مهندس است چیزی به او نگوئیم ناراحت می شود و گاهی به من تکه هم می انداختند.. !! که من به دلایل متعدد چند بار کنگره را گذاشتم و رفتم  ، چون فکر می کردم که اضافه ام ، تا آن موقع حتی یک نخ سیگار هم نکشیده بودم و اصلا" در باغ نبودم  ..! ولی آن چیزی که باعث شد بتوانم ماندگار شوم این بود که نقش و جایگاه خودم را قبول کردم . وقتی که وارد گروه و جمع شدم به این باور رسیدم که می توانم چیزی بگویم و یا کاری انجام دهم که به درد این افراد می خورد و زمانی که این را باور کردم آنها من را پذیرفتند و به من بال و پر هم دادند چون حرف ها اثر می گذاشت و موثر بود .

چرا این کار را خوب انجام دادم ؟ چون قبل آن ناخوداگاه نقش همسفر را خوب انجام داده بودم و حامی بودن و پشتیبان بودن را سعی می کردم که انجام دهم . 

لزومی ندارد که انسان حتما" سابقه مصرف مواد و یا انجام خلاف و زندان و.. را داشته باشد تا بتواند بیاید و .. مهمترین شرط این است که انسان آن کسی را که می خواهد به او کمک کند را دوست داشته باشد و خودش را قبول داشته باشد . آن موقع می تواند بیاید و تاثیر گذار باشد . و من معجزات زیادی را در کنگره دیدم که اتفاق افتاد . پس باید ما این کار را دوباره انجام دهیم .

الان یک دانشی در کنگره جریان پیدا کرده که آن موقع شاید نبود ، فقط کتاب 60 درجه بود و 3 الی 4 تا مقاله و اینکه در لژیون خیلی محدود صحبت می کردیم نه سی دی وجود داشت و نه آموزشی .. الان این دانشی که آمده است ، اگر ما آن را بلد نباشیم و یا ندانیم مثلا" حقه نفس چیست ؟ تکبر چیست ؟ شرک چطور عمل می کند و..  وقتی کسی در نزدیکی ما در اثر مشکلی بهم می ریزد سریعا" ما هم بهم می ریزیم و دیگر نمی توانیم آن نقش کمکی را داشته باشیم . 

شما چه پرستاری را می شناسید که حالش از مریض و زخم و .. بهم بخورد و بتواند پرستاری کند ؟ امکان پذیر نیست . باید به آن نقطه برسد که بتواند آن عفونت و تعفن و .. را تحمل کند ، آن وقت می تواند به مریض نزدیک شود و از او پرستاری نماید . اگر این احساس در او وجود نداشته باشد نمی تواند این کار را انجام دهد و یا خیلی بد و ناقص انجام می دهد .

این آموزش ها و این سی دی ها و نوشتار ها کاری می کند که به انسان آن شناخت را می دهد تا دیگر آن عفونت برایش غیر قابل تحمل نباشد و بتواند آن بیماری را تحمل کند تا بتواند به کسانی که در نزدیکی اش هستند و اسیر تاریکی اند کمک کند ، 

انسانی که دچار اعتیاد شده است در جهان تاریکی قرار گرفته است و دورش را یک پوسته ذخیمی از نیروهای منفی احاطه کرده اند . این نیروهای منفی مثل خار ، بوی بد و  زهر عمل می کنند برای اینکه نمی خواهند بگذارند که آن پوسته شکافته شود . چون نمی خواهند آن موجودی را که اسیر کرده اند را از دست بدهند ، دقیقا" مثل عنکبوت !زمانیکه عنکبوت شکارش را می گیرد مسمومش می کند و بعد دورش را تار می پیچد و او را داخل یک پوسته ایی قرار می دهد تا به مرور از آن استفاده کند . تاریکی ها هم مثل عنکبوت تار را دور انسان می پیچد و بعد در زمان مناسب از او تغذیه می کند ! چون همان طور که می دانید نیروهای تاریکی از خودشان تولیدی ندارند و باید انرژیشان را از جای دیگری بدست آورند .حالا این پوسته ممکن است اعتیاد باشد و یا هر موضوع دیگری که اعتیاد بدترین آن است .

 بنابراین کسی که در عالم اعتیاد است در آن پوسته قرار دارد و این پوسته به دقت محافظت می شود و نمی گذارد که به آن نزدیک شوید ، خصوصا" شیشه ایی ها که خیلی خیلی پوسته شان زهر آگین و قوی است . در شما دافعه ، ناراحتی و بیزاری ایجاد می کند . البته کنگره آنقدر نیرومند است که خیلی از این ها را دفع می کند ولی در هر صورت برای اینکه آدم بتواند نقش خودش را خوب انجام دهد باید دانشش را بیشتر کند .

یک همسفر یک جاهایی باید آن قدرت را داشته باشد که اگر مسافرش از تعادل خارج و دچار جنون شد بتواند او را  آرام کند . نه اینکه چیزی به او بگوید که اگر می خواست شیشه را بشکند رگش را بزند و بدترش کند !! و اگر علم نداشته باشد ممکن است این کار را انجام دهد  .ما خیلی داشتیم هم سفرهایی که شوهرشان قرصی بوده اند و همسفر آمده است به او کمک کند قرص هایش را قطع کرده است و مسافر خود را از طبقه پنجم به خیابان پرت کرده است ! خیلی از این اتفاقات در کنگره افتاده است که دانشش را نداشته اند و ایجاد تخریب نموده اند.ن دانش هم در این نشریات است ؛ من نمی گویم که نشریات را بخوانید برای اینکه درامتحان قبول شوید و بیلان کاری تان برود بالا ، من این را نمی گویم . " چو  100 آید ، 90 هم نزد ماست " اگر ما این سی دی ها را می خوانیم به خاطر اینکه دانش و شناختمان در مورد خودمان و کسی که می خواهیم به او کمک کنیم افزایش پیدا کند ؛ مسئله حیاتی و مسئله مرگ و زندگی است ، مثل کمک های اولیه می ماند ، وقتی یک نفر چیزی به گلویش می پرد شما چه کار می کنید ؟ همه اولین کاری که می کنند هول می کنند و دست و پایشان می لرزد و.. و یکی باید به آن ها آب قند دهد ! یک وقت هایی آدم می خواهد کمک کند یک کاری می کند تا در جا خفه می شود.. !! یک نفر ایست قلبی کند و یا نفسش قطع شود شما چه کار می کنید ؟ این کمک های اولیه است که اگر بلد باشید در آن شرایط خاص و اضطراری وارد عمل می شوید تا شخص را از حالت تکانه و از لبه پرتگاه به این طرف هول دهید . حالا با این دید باید نوشتارها را بخوانید و با این دید سی دی ها را گوش کنید که شرایط مرگ و زندگی و حیاتی است برای نجات زندگی خودمان و نجات زندگی عزیزانمان . اگر این کار را کنید و با این احساس باشد شما نمره قبولی را خواهید گرفت .

شما یک شعری را که خیلی دوست دارید چطور آن را حفظ می کنید ؟ اصلا" متوجه نمی شوید که چطور آن را یاد گرفته اید .. ! در اینجا " حب " بوجود آمده است و احساس وجوددارد و باعث می شود که آدم مطالب را یاد بگیرد و اصلا" ربطی به سن و سال ندارد .

اتفاقا" قدرت یادگیری آدم بزرگ ها از بچه ها به مراتب بیشتر است ؛ چون بچه ها از نظر ساختار یادگیری و تعقلی هنوز به آن رشد نرسیده اند و قدرت تجزیه و تحلیل یک بچه دو ساله خیلی خیلی ضعیف تر از یک آدم 20 ساله است . ولی چرا اینقدر زبان را خوب یاد می گیرد ؟ اشکال کار اینجاست که ما یک کامپیوتر داریم و این کامپیوتر یک پردازنده دارد که به آن سی پی یو ( CPU )می گویند و مغز کامپیوتر است . مغز کامپیوتر آدم بزرگ ها 50 برابر قوی تر از مغز کامپیوتر بچه هاست ولی مغز بچه ها دارای هارد و رم خالی می باشد و هر برنامه ایی در آن اجرا ( RUN ) می شود ، ولی در مغز آدم بزرگ ها هارد و رم پر از آت و آشغال است و صد برنامه بیخود در آن واحد در آنجا اجرا می شود ! برای همین است که یک ضرب 3 در 4 را نمی تواند انجام دهد چون پر است . مثل یک کشتی می ماند که پر از آهن پاره است ولی مغز بچه ها مثل یک اتوبوس است که هیچ کس در آن نیست و آن اتوبوس می تواند 40 نفر را جا به جا کند ولی آن کشتی نمی تواند حتی 4 نفر را جا به جا کند .در صورتیکه اگر آدم بزرگ بیاید آن هارد و رم را از آن آت و آشغال ها خالی کند ، قدرت یادگیری اش 10 برابر بیشتر از بچه ها می شود . منتها ما باور می کنیم که بچه ها خیلی خوب یاد می گیرند و بهتر از ما هستند . ولی این طورنیست و اگر بچه ها 6 الی 7 سال طول می کشد تا بتوانند زبان فارسی را اجرا کنند ، اگر یک آدم بزرگ ذهنش آزاد باشد طی 7 ماه می تواند این کار را انجام دهد . ولی در بین آدم بزرگ ها شاید از هر 10 هزار نفر فقط ذهن یک نفر اینطور باشد !  و ما می گوئیم او نابغه است در حالیکه او نابغه نیست و فقط ذهنش آزاد است .

این باور غلط و تصور این که دیگر سنی از من گذشته است این را باید بگذاریم کنار . هیچ زمانی برای آموختن مشخص نشده و باید به این قضیه اعتقاد داشته باشیم . وقتی که این باور را پیدا کردیم و از طرفی هم آن حب و دوست داشتن و عشق به موضوع و مسئله در ما پیدا شد قدرت یادگیری ما به صورت شگفت انگیزی تغییر خواهد کرد و می توانیم مطالب را سریعا" حفظ کنیم . پس باید در جهتش حرکت کرد .

در همسفرها یک نیرو و پتانسیلی وجوددارد که نمی گویم بیشتر از مسافرهاست چون مقایسه کار درستی نیست ولی این پتانسیل خیلی نیرومند است که اگر جایگاه خودش را پیدا کند می تواند نقش زیادی داشته باشد ، هم درمورد درمان اعتیاد و هم تغییر افکار و اندیشه مردم بیرون ! آقایان نسبت به خانم ها با افراد بیشری در ارتباط هستند ، در ادارات و جاهای مختلف و .. آن ها خیلی می توانند در دیدگاهها و باورهای جامعه تاثیر ایجاد کنند . 

آموزش را جدی بگیرید و زمان بیشتری را صرف آموزش کنید و هر چقدر که زمان و انرژی صرف آموختن و یاد گرفتن شود ، چندین برابر برداشت می کنید این را من به شما قول می دهم ! مثل کار تحقیقات می ماند ؛ اگر یک تومان صرف کار تحقیقاتی کنی صد تومان به نفعت می شود ! آموختن و استفاده کردن از سی دی ها هم مثل کار تحقیقاتی می ماند . در روز یک سی دی 50 دقیقه وقت شما را می گیرد و می توانید آن را در تاکسی و یا در موقع خواب گوش کنید .. من به شما قول می دهم اثر گوش کردن حتی یک سی دی در طول یک هفته یا دو هفته ، در طول روز کاملا" مشخص می شود و من به شما قول میدهم که تمرکز ، دقت ، حس و انرژی تان همه تغییر می کند . هیچ کاری نمی خواهد انجام دهید فقط با گوش کردن به یک سی دی خیلی ساده ! اصلا" نمی خواهد آن را یاد بگیرید چون آن علاقه وقتی بوجود بیاید خود به خود یاد میگیرید و اصلا" نیازی به زور زدن ندارد .

من تجربه خودم را بگویم : در تمام کارهایی که در زندگی زور زدم در ته صف قرار گرفتم . در خیلی چیزها استعدادم یک استعداد معمولی است ولی آن جاهایی که زور زدم حتی آن جاهایی که استعداد بالایی داشتم و می گفتند این باهوش ترین آدم این کلاس است نتیجه ایی که می گرفتم ، نتیجه آخر و ته صف بود ! هر جا که کار را با علاقه انجام می دادم بهترین نتیجه ممکن پیاده می شد . این خاصیت در تمام انسان ها صادق است .

سپاس فراوان خدمت سرکار خانم فاطمه

 کمک راهنمای لژیون هشتم 


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی و جهان بینی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نرگس لژیون نهم پنجشنبه 7 دی 1396 11:35 ق.ظ
تشکر میکنم ازخانم معصومه عزیز برای زحماتشون ممنون از خانم فاطمه خدا قوت
نرگس لژیون نهم پنجشنبه 7 دی 1396 11:32 ق.ظ
تشکر میکنم از خانم معصومه عزیز برای زحماتشون ممنون
دوشنبه 4 دی 1396 07:14 ق.ظ
سلام خیلی عالی لود خانم فاطمه عزیز و سپاس فراوان از خانم رنجبر
همسفر جمیله لژیون شماره 6 یکشنبه 3 دی 1396 09:12 ب.ظ
تشکر از خانم فاطمه وخانم معصومه عزیز بسیار مفید وآموزنده بود
همسفر جمیله لژیون شماره 6 یکشنبه 3 دی 1396 09:11 ب.ظ
باتشکر از خانم فاطمه وخانم معصومه بسیار مفید واموزنده بود
اعظم لژیون ۴ یکشنبه 3 دی 1396 06:35 ب.ظ
ممنون از خانم فاطمه و خانم معصومه عزیز
بسیار عالی و مفید بود
یکشنبه 3 دی 1396 04:33 ب.ظ
سلام خانم معصومه مثل همیشه عالی بود ممنونم از این همه حس مسئولیت شما و حس انسان دوستی شما .دنیا به ادمهایی مثل راهنماهای کنگره نیازمنده .وجودتون سرشار از ارامش .خداقوت
همسفر فاطمه لژیون هشتم یکشنبه 3 دی 1396 01:36 ب.ظ
با تشکر از خانم معصومه عزیز برای زحمات فراوانشون برای وبلاگ افسریه
همسفر فاطمه لژیون هشتم یکشنبه 3 دی 1396 01:36 ب.ظ
با تشکر از خانم معصومه عزیز برای زحمات فراوانشون برای وبلاگ افسریه
همسفر معصومه .لژیون هشتم یکشنبه 3 دی 1396 11:37 ق.ظ
بسیار عالی بود خانم فاطمه عزیز.خدا قوت
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic