همسفر ....
شنبه 25 آذر 1396 ساعت 09:42 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )


خداوند متعال در کتاب شریف می‌فرمایند: به درستی که ما شما را از دو جنس مرد و زن آفریدیم.صدای باران ترنم عشق را می‌نوازد. بدون صدای تو ساز عشق کوک نمی‌شود. زمانی که ساز تو با نوای حرکت من همسان شد آغاز من زیبا شد......


آن هنگام که تاریکی را با خود همراه ساختم، دیگر صدای ساز محبت تو را نشنیدم. هیاهوی تاریکی با امواج مهیب خویش حلقه‌ی اتصال عشقت را که در دستانم بود، به وادی فراموشی سپرد. ولی نمی‌دانستم که محبت تو را به اعماق نسیان و فراموشی فرستاده بودم.حتی صدای نگاهت را که مُلتَمِسانه فریاد می‌کردی، نشنیدم. چشم‌های عقلم بسته، گوش‌های ایمانم قفل و زبان عشقم لال شد.
من به دنبال گمشده‌ای رفتم که نشانی‌اش در پشت فلق بود و اشتباه به سوئی دیگر مسیر را کج کردم. قصه‌ی تاریکی من حقیقتی بود که خود از آن بی‌اطلاع بودم و چه خُسرانی بود که سال‌ها با چشم بسته دور خویش می‌گشتم و فکر می‌کردم راه را درست می‌روم.ویژگی تاریکی بود که حق انتخاب‌هایم را محدود کرد. بین خوب و بد، و زشت و زیبا و سفیدی و سیاهی تنها انتخاب، راحت ترین و کوتاه ترین راه ممکن بود؛ من بدی، زشتی و سیاهی را به اجبار برگزیدم، چرا که حصار ناامیدی و بیابان ترس، جرأت انتخاب درست را از من گرفته بود.
سال‌هایی که برای من گذشت؛ ندیدن، نشنیدن و نگفتن بود و برای تو دیدن فاجعه، شنیدن صدای خردشدن جسم و روان و آب شدن من و در هم شکستن و نحیف‌تر شدن تو بود.مرا به خاطر درهم شکستن‌های هر روزه‌ات ببخش. به خاطر دلهره‌های نیامدن‌ها و دیر آمدن‌ها و ساختن دروغ‌های بسیار. برای چشم‌های خیسی که در انتظار گذشت و من این لحظه‌ها را ندیدم و نمی‌خواستم ببینم. چون لحظه‌ای دیدن از سمت من درد بود و خودآزاری و ترس از دست دادن تو.
امروز به باد گفته‌ام صدای سفرم را به سمع و نظرت برساند. پیغام دادم تا باد، آهنگ این سفر زیبا و دل‌انگیز را  نوید آرامش کند و در گوش‌های تو زمزمه نماید. نجوای شگفت‌انگیزی دارد که آرام و بیصدا، آتش فشان درون را به جوشش در می‌آورد و نُتِ هفتم را می‌نوازد که: ( سر انجام به صهبای الهی می‌شود مست و غزل خوان؛   سرود هستی و در اندیشه‌ی خود کاخ آمال دلم را بی‌هیاهو و به دور از کلمات، انفکاک از همه‌ی تافته‌های تاریک؛ که به پرواز خوش آمد گفته، و تو با قافیه‌های ملموس، در پی یاری من آمده‌ای در زمانی که به دستان تو محتاج شدم جای هر دست دو بالت را به تصدق دادی.)برای این هدیه‌ی ارزشمند؛ تو را سپاس می.گویم و از ایزد منان به خاطر همراهی‌ات با خویش و آرامش خویشتن خویش سپاسگزارم.

تقدیم به همه همسفران صبور کنگره۶۰

تهیه گزارش همسفر خانم شادی /لژیون هفتم /
منابع : لژیون آقای امیر هوشنگ 


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با:


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمیه_ لژیون پنجم شنبه 25 آذر 1396 05:53 ب.ظ
بسیار زیبا بود،خدا قوت
همسفر راضیه لژیون ششم شنبه 25 آذر 1396 12:42 ب.ظ
بسیار زیبا بود ممنون
همسفر معصومه ( کمک راهنما ) لژیون 11 شنبه 25 آذر 1396 11:38 ق.ظ
سلام و عالی بود شادی عزیز
همسفر معصومه .لژیون هشتم شنبه 25 آذر 1396 09:53 ق.ظ
بسیار زیبا.ممنون خانم شادی عزیز
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic