سی دی مروارید(بخش دوم )
دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت 08:29 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )


گاهی یک‌چیزی را دعا می‌کنی ممکن است در ظاهر به نفع تو باشد ولی درواقع کاملاً به ضررت است. پس وقتی دعایی اجابت نمی‌شود به این دلیل نیست که خدا نپذیرفته بلکه دلیلش این است که خداوند می‌داند اگر بپذیرد به ضرر تو است..


و برای تو مشکلاتی ایجاد می‌کند. همین‌طور خواسته باید منطقی باشد، خواسته را میگویند دعا، اگر شما دعا کنی که کسی بمیرد، دعا کنی که یکی برود زیر تریلی و... این دیگر دعا نمی‌شود و می‌شود نفرین. پس یکی باید حقیقی باشد و در راهش تلاش کنی و آن‌ها تجسم کنی و دائماً تکرارش کنی و ایمان کامل هم داشته باشی. اگر در جهت دعا حرکت نکنی، قدر مسلم این اجابت نمی‌شود، مثلاً میگویی خدایا برای من کار پیدا کن، ولی خودتو به هیچ کاری مراجعه نمی‌کنی، خانه نشسته‌ای از خانه بیرون نمی‌آیی، روزنامه نمی‌خوانی و به کسی که نمی‌گویی. در این صورت نمی‌توانی کاری پیدا کنی و دعای تو اجابت نمی‌شود.

مسئله دیگری هست که بزرگان گفته‌اند: اگر کس دیگری برای انسان دعا بکند آن دعا مستجاب می‌شود، این به این معنا نیست که شما به کسی بگویید برای من دعا کن! منظور این است که شما یک کار خیری انجام دهی و مردم راضی باشند و برایت دعا کنند. مثلاً   یک آب‌سردکن را در فصل تابستان در یک محلی که آب نیست و کم آب است را گذاشتی، هر کس از این آب می‌خورد می‌گوید خدا پدر و مادرش را بیامرزد که این آب را گذاشته اینجا، یک کار خیری برای مردم کردی، مردم برای تو دعا می‌کنند. بله این دعایی هست که دیگران در حق انسان می‌کنند خیلی زود مستجاب می‌شود و این دعایی ست که در مقابل کار خیر تو، مردم توصیه نکرده برایت دعا می‌کنند. حالا شما بعضی‌اوقات هیچ کاری نکردی، می‌خواهی از این خاصیت استفاده کنی بدون پرداخت هزینه! وقتی دیگران برایت دعا کنند و مستجاب می‌شود که تو هزینه‌ای کرده باشی مثلاً غذایی به مردم داده‌ای و شکم‌گرسنه را سیر کرده‌ای، در بیابان چند درخت کاشته‌ای و شخصی می‌آید و از آفتاب آن استفاده می‌کند و برای شما دعا می‌کند و ... این دعا از جانب دیگران قبول می‌شود نه اینکه شما هیچ کار خیری انجام نداده باشی و بگویی برایم دعا کنید، حالا گاهی اوقات عیبی ندارد انشا الله مستجاب بشود ولی اصل اینکه میگویند دیگران برای شما دعا کنند اثر دارد؛ یعنی اینکه شما یک کار انجام دهید و منشأ خیری شوید و دیگران برای شما دعا کنند. کمک کنید و یک نفر از جهان تاریک اعتیاد خارج شود، بعد می‌گوید خدا پدر و مادرت را بیامرزد یا خدا خیرش دهد، این دعا اثر مطلوب و خوبی دارد.

امید فراوان داریم به جهت باز شدن کامل گره‌ها و آغاز عمل سالم: 

گره‌ها یعنی مسائل و مشکلاتی که در زندگی روزانه ما هستند، ما در اثر یکسری ندانم‌کاری‌ها و حرکت‌هایی که حساب‌شده نبوده حالا برحسب تقدیر یا خواست خودمان، گره‌هایی در زندگی‌مان وجود دارد. وقتی کسی مصرف‌کننده مواد مخدر می‌شود، این گره است و نمی‌شود گفت گره نیست، کسی که دائم سیگار می‌کشد این سیگار کشیدن گره است، یک گره‌ای در زندگی‌اش هست. کسی که بدهکار است، یکسری گره است و ... وقتی این گره‌ها باز شود آن موقع آغاز عمل سالم است. شما تا زمانی که در زندگی‌تان گره‌های زیادی وجود دارد، انجام عمل سالم خیلی مشکل است.

گروهی  که نتیجه آن به امید پروردگار، بی‌نظیر خواهد شد:

 این مال سال 84 است یعنی 12 سال پیش گروه هم منظور همین درمان و گروه خودمان است.

ما میدانیم که بعضی‌اوقات قبول بسیاری از مسائل، به جهت اینکه فکر بر این بوده که درست بوده و حال آن‌طور نبوده؛ مانند آنکه انسان به تصور لوءلوء یا مروارید وارد بحر و یا اقیانوس بشود اما باکمال تأسف کف آن را از حیوانات خوفناک ببیند.

 این هم اتفاقی هست که در زندگی برای ما در زندگی بسیار زیاد رخ می‌دهد. بهترین مثال عینی‌اش همان قصه‌ای بود که گفتم که دو تا دوست بودند کنار رودخانه راه می‌رفتند و می‌بینند در رودخانه یک خیک پنیر است و روی رودخانه دارد می‌رود. نسل جدید خیک پنیر نمی‌دانند یعنی چه؟ بعضی‌ها که در شهرستان بودند ممکنه بدانند. 50 سال پیش یخچال، بطری آب، گالن پلاستیکی و ... نبود. برای برداشتن آب کوزه بود که با گل کوزه سفالی درست می‌کردند. سطلی وجود نداشت و آن ‌را با لاستیک کامیون درست می‌کردند. برای آب، پنیر، روغن از مشک استفاده می‌کردند و مثل امروز ظروف از پلاستیک نداشتند. گوسفند را که ذبح می‌کردند از قسمت گردن تمام گوشتش را درمی‌آوردند و داخل آن را خالی می‌کردند، دست‌وپایش را گره می‌زدند و داخل آن آب، پنیر، روغن و یا ... می‌ریختند. چندین سال پیش در شهر آب نبود و اشخاصی بودند که در این مشک‌ها آب می‌ریختند و با یک‌کاسه فلزی در شهر و بازار می‌گشتند و کار آن‌ها آب فروشی بود که به آن‌ها سقا می‌گفتند. پوست گوسفند را پشمش را می‌کندند و به آن مشک می‌گفتند که در آن آب یا روغن می‌ریختند، حال اگر این پشم‌ها روی پوست گوسفند بود به آن خیک می‌گفتند که در طول سال پنیر را بانمک بسیار زیاد داخل خیک نگه می‌داشتند. دو دوست که می‌بینند خیک پنیر روی رودخانه دارد می‌رود، یکی از رفقا می‌گوید بپر و این خیک پنیر را که مجانی است بگیر، این می‌رود که این خیک پنیر را بگیرد، نگو که خیک پنیر، خرس بود و این خیال می‌کرد که خیک پنیر است و تا می‌رود جلو، خرس، این آقا را می‌گیرد، رفیقش که لب رودخانه بود داد میزند که خیک پنیر را ول کن الآن خفه می‌شوی، او هم داد میزند: من خیک پنیر را ول کردم، خیک پنیر من را ول نمی‌کند!

حالا اینجا اگر نگاه کنید در این ماجرا، این رفت مروارید و مرجان و لولو کشف کند ولی به حیوانات خوفناک برخورد کرد. این قصدش این بود که برود، یک خیک پنیر مجانی گیرش بیاید، نگو خرس بود و یقه خودش را گرفت و این کاری هست که ما مرتب در زندگی روزانه‌مان به‌عناوین‌مختلف داریم. یکی می‌آید و تفکر شما این است که کار بسیار خوبی برای شما انجام می‌دهد و کلی پول می‌دهید و بعد می‌بیند که طور دیگری بوده است. یک مشکلی دارید شخصی می‌آید و می‌گوید من مشکل شمارا حل می‌کنم. شما او را دعوت می‌کنید و مدام به او شام و ناهار می‌دهید، پول می‌دهید، سکه می‌دهید که مشکل شما حل شود ولی متوجه می‌شوید که همه دروغ است. یا با شخصی شریک می‌شوید به‌حساب اینکه وضع مالیش خیلی خوب است ولی همه‌اش نقشه است، او شمارا به خاک سیاه می‌کشاند، یا می‌روید با یکی دوست می‌شوید که از تنهایی دربیایید ولی بعد می‌بینید آخرش فاجعه است. پس شما اگر نگاه کنید در این داستان خیک پنیر، می‌توانید یک مثلث را در نظر بگیرید، یک‌طرف آن دوست است که لب رودخانه است، یکی هم آنکه پرید توی آب و پایین مثلث هم آن موضوع یا خیک پنیر است. هر سه آن، صور ظاهر و پنهان دارند؛ صور ظاهر خیک پنیر، خیک پنیر بود و صور پنهانش خرس بود. صور ظاهر این تفکر، این بود که می‌رود و یک‌چیزی گیرش می‌آید ولی در پنهان رفت و چیزی را از دست داد، آن‌یکی هم به همین طریق. پس موضوعاتی که ما برخورد می‌کنیم و روابطی که با دیگران داریم هم دارای صور پنهان است و هم صور آشکار.

یک شاگرد سر لژیون نشسته، این‌یک صور آشکار دارد و یک صور پنهان دارد، حتی راهنما هم صور پنهان دارد و هم صور آشکار، همه همین‌طورند یعنی ممکن است چیزی در ظاهر باشد ولی در پنهان چیز دیگری باشد، ما مرتب در زندگی‌مان با این قضیه برخورد داریم. هر کار، معامله و دوستی که انجام می‌دهیم باید بدانیم یک صور ظاهر دارد و یک صور پنهان. باید نگاه کنیم به آن لایه‌های صور پنهان این قضیه و به آن پی ببریم.

بعضی در مورد خیلی چیزها را چنین تصوری داریم و گمان می‌کنیم که یک‌چیز دیگر است اما یک داستان دیگری است؛ چون انسان یک پیچیدگی‌های خیلی خاصی دارد، لایه‌های زیرین انسان، صور پنهانی دارد که استخراجش خیلی مشکل و سخت است.

در تمام حیات‌ها همیشه یک نفر بایستی پیدا بشود که ارابه یا دهانه اسب را بخواهد به میل خود به هر سو بچرخاند؛ اما انسان مانند همان کافرانی هست که ظاهر خود را مسلمان می‌پندارد. 

حالا این را چند جور می‌شود تعبیرش کرد، حالا یک تعبیر اینکه در هر حیاتی یک نفر هست که به هر طرف می‌چرخاند و هدایت می‌کند و ممکن است بچرخاند این دهانه را و تخریب ایجاد کند.

 کافر یعنی کسی که پنهان می‌کند. ظاهرش مسلمان است اما باطنش نه!و این مربوط به داستان بالا می‌شود که در ظاهر مشکلمان است ولی در باطن خیر.

یکجایی در کتاب می‌گوید: ما ایمان آوردیم، خداوند می‌گوید نه. شما اسلام آوردید. اسلام آوردن باایمان آوردن دوتا است. اسلام آوردن هیچ کاری ندارد و کار بسیار عادی و راحتی است و تشریفات خیلی خاصی را هم ندارد، شهادتین را میگوییم و مسلمان می‌شویم. ولی ایمان چی؟ ایمان یعنی انجام عمل سالم و...! ما اکثراً اسلام آوردیم ولی آیا ایمان هم آورده‌ایم؟ پس این دوتا موضوع است، ظاهرش اسلام است ولی ممکن است در باطنش چیز دیگری را پنهان کند.


تهیه گزارش همسفر سمیرا لژیون /هفتم /


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی و جهان بینی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرزهرا کمک راهنمای لژیون چهارم شنبه 11 آذر 1396 08:03 ب.ظ
تشکرازخانم سمیرا وخانم معصومه ی عزیز
همسفر سارا جمعه 10 آذر 1396 07:07 ب.ظ
عالی استفاده گردم

خانم معصومه عزیز خسته نباشی
همسفر معصومه ( کمک راهنما ) لژیون 11 چهارشنبه 8 آذر 1396 11:35 ق.ظ
سلام خوب و عالی بود
همسفر معصومه .لژیون هشتم سه شنبه 7 آذر 1396 07:41 ق.ظ
خدا قوت
همسفر جمیله لژیون شماره 6 دوشنبه 6 آذر 1396 10:01 ق.ظ
خسته نباشید وخدا قوت خدمت خانم معصومه عزیز عالی بود
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic