مصاحبه با مرزبان دوره قبل نمایندگی ابوریحان ؛ خانم معصومه
یکشنبه 25 خرداد 1399 ساعت 10:22 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر افسانه (لژیون هفتم) | ( نظرات )


 کمک راهنمای تازه واردین خانم معصومه به همراه مسافرشان با تخریب 5 سال وارد کنگره شدند. پس از گذراندن 12 ماه و 4 روز از سفر خود با راهنمایی کمک راهنمای محترم آقای محمدی پور و خانم لیلا، موفق به دریافت گل رهایی از دستان پر مهر بنیان کنگره شدند. در حال حاضر 6 سال و 4 ماه از رهایی شان می گذرد.
همچنین خانم معصومه با گذراندن 14 ماه دوره مرزبانی، خدمت در این زمینه را تجربه کردند و ما با هدف به اشتراک گذاشتن تجربه ایشان، مصاحبه ای با وی ترتیب دادیم. شما را به خواندن این مصاحبه زیبا درادامه مطلب دعوت می کنم...
1-اگر بخواهید کنگره ۶۰ را به کسانی که شناختی از آن ندارند معرفی کنید، چه می گویید؟
سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر. در یک کلام می گویم، اگر خواهان رهایی و آرامش هستند، اولین وآخرین جایی که باید بروند، کنگره 60است.

 2-لطفا نظرتان را در مورد دستور جلسه هفته جاری (در کنگره ۶۰ چگونه قدردانی می کنیم؟) برای ما بیان کنید.
صحبتم را با سخنی از رسول خدا (ص) آغاز می کنم که می فرمایند: بهترین عبادت نزد خداوند خدمت به خلق اوست. زمانی که به گذشته نگاه می کنم، تازه می فهمم که چرا بعضی از مسافران عزیز می گویند: خدا را شکر می کنیم که اعتیاد پیدا کردیم و به کنگره آمدیم! آموزش های نابی را که درکنگره گرفتم، مدیون زحمات آقای مهندس و خانواده ی محترمشان هستم که از اعماق تاریکی به جهان تازه ای ازنور و روشنایی راه پیدا کردم. منی که هیچ گونه شناختی ازخودم و از جهان اطراف نداشتم؛ راه و روش درست زندگی کردن، ایستادگی در برابر مشکلات و هزاران گره و ناخالصی های وجودم را شناختم.
حال، چگونه می توان قدردان این همه لطف و محبت بود؟ درابتدای حضورم معنی خدمت درکنگره را نمی فهمیدم؛ ولی به مرور متوجه شدم که می توانم این حال خوشم را با خدمت درکنگره به دیگران منتقل کنم. فرقی هم ندارد در چه جایگاه خدمتی باشد، گاهی با نظافت سرویس های بهداشتی و آشپزخانه، با انرژی خاصی به خانه برمی گشتم، البته ممکن است برای بعضی از عزیزان قابل قبول نباشد.

3- هدف شما از خدمت در جایگاه مرزبانی چه بود؟
خدمت صادقانه به همسفران، فهمیدن نقاط ضعفم و این که بتوانم در این جایگاه آموزش ببینم، و الحق که گاهی بر لبه ی پرتگاه قرارمی گیری و باید درست تصمیم بگیری، ممکن است با یک قدم اشتباه به عمق تاریکی ها فرو روی.

4-آیا گذراندن این دوره خدمتی در زندگی و جهان بینی شما تاثیری داشته است؟ در صورت امکان تمایلی دارید مجدا در این جایگاه خدمت کنید؟
بله. دردوره مرزبانی توانستم نقطه تحمل بالایی پیدا کنم و با مسائلی که برایم پیش می آمد، بهتر برخورد کنم. سنگ شیشه برای تبدیل شدن به آیینه چندین بار درکوره گرم ودر بیرون سرد می شود، و ضربه های سنگینی را تحمل می کند تا صاف و صیقلی شود. به نظر من انسان هم با امتحانات و ابتلائات در زندگی پخته و ساخته می شود.اگرر روزی دوباره به من فرصت خدمت در این جایگاه را بدهند، با تمام وجود وعشق قبول خواهم کرد.

5-آیا وظایف مرزبانی تان در زندگی شخصی شما خللی ایجاد کرد؟
شاید از نظر فرزندانم که همیشه  بیشتر وقتم را به آنها اختصاص  می دادم، سخت شده بود؛ ولی خوشبختانه با برنامه ریزی توانستم این مساله را مدیریت کنم. الحمدالله این خدمت جز، خیر و برکت برایم چیزی نداشته است.

6-نظرتان در ارتباط با خدمت و عمل سالم چیست؟ آیا خودتان این کار را انجام دادید؟

درمورد خدمت وعمل سالم بگویم که این دو کاملا باید به هم وصل باشند. خدمت های زیادی است که انسان درطول زندگی اش انجام می دهد، مثل: انقاق به دیگران که اگر از روی عمل سالم و رضای خدا باشد؛ پس باید مخفی باشد؛ ولی اگر برای ریا کاری باشد، آن موقع دیگر اسمش عمل سالم نیست؛ بلکه جلب توجه دیگران است. درکنگره هم دردرجه اول؛ باید هرخدمتی در قالب قوانین کنگره باشد. من سعی کردم همیشه عمل سالم را انجام دهم و تاجایی که مربوط به خودم و حیطه اختیارم بود از عملکردم راضی هستم، هرچند که شاید ازدید همسفران دچار نقطه ضعف هایی بودم و بارها برای انجام عملی که خلاف نظر خیلی از عزیزان بود، مورد نگاه بد دیگران قرار می گرفتم؛ ولی سعی کردم همان عملی را انجام دهم که در شرح وظایف مرزبان بود.

7- به نظر شما آیا هر کسی می تواند در این جایگاه خدمت کند؟ یا بعبارت دیگر، کسی که میخواهد مرزبان شود باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

بله. اگر انسان خودش بخواهد می تواند به آنچه دوست دارد، دست پیدا کند و شخصی که بخواهد مرزبان شود باید با ظرف وجودی خالی برود تا بتواند آموزش ها را بگیرد وهیچ گونه توجهی به موقعیت فعلی خودش اعم از تحصیلات عالیه، موقعیت شغلی و اجتماعی و ... نداشته باشد.

8-به نظر شما چرا خدمت در کنگره با حال خوب همراه است؟

چون همه همسفران و مسافران درکنگره در موضوع اعتیاد با هم مشترک هستند، طبیعتا مشکلات شان هم تاحدودی یکی هست، گاهی کمتر، گاهی بیشتر. کسانی که در کنگره آموزش می بینند، به حال خوش و آرامش می رسند و قلبا دوست دارند تا با هر خدمت کوچکی هم که شده قدمی در به آرامش رسیدن عزیزان دیگر بردارند.

9-به نظر شما چرا عده ای پس از اتمام دوران خدمتشان دیگر به کنگره نمی آیند؟ آیا این اتفاق هم برای شما افتاد؟
اگر خود انسان عاشق خدمت باشد، به راحتی نمی تواند ازکنگره فاصله بگیرد و اگر این گونه باشد که به اجبار اطرافیان و یا راهنمای خودش خدمتی را قبول کند، یعنی هدفش مشخص نبوده است.
من  پس از پایان دوره مرزبانی در جلسات شرکت می کنم؛ چون به نظرم انسان ها باید یک منبع آموزشی داشته باشند. با گذشت زمان هرچه بیشتر می فهمیم، متوجه می شویم که هیچ چیز نمی دانیم.

10-لطفا از لذت ها و سختی ها و خاطرات دوران خدمتتان بفرمایید.

هم سهل وهم سخت بود؛ ولی لذت هایش به مراتب بیشتر از سختی هایش بود.یکی ازسختی های دوران مرزبانی برقرارکردن تعادل بود که درابتدا کمی برایم سخت بود. وقتی به شعبه می رفتم وچهره های خوشحال و گاهی دردناک بعضی عزیزان را می دیدم درآن لحظه واقعا هیچ فکر و دغدغه ای جز خدمت نداشتم.درهفته دوم مرزبانی ام بود که در جلسه عمومی از همسفر عزیزی خواستم که در ردیف جلو روی صندلی بنشیند؛ ولی آن عزیز برخورد بدی با من داشت؛ ولی من برگشتم واصلا برایم مهم نبود که او چه رفتاری با من داشته است، آنجا بود که فهمیدم باید ظرفیت پذیرفتن جایگاه رو داشته باشم. خدا رو شکر در بقیه حالات برخورد همسفران با من بسیار خوب بوده و هست.
شیرین ترین خاطره ام این هست که روزی مادری مضطرب و با چشم گریان به شعبه آمد. هنوز جلسه شروع نشده بود و با حالی زار از حال خراب پسرش برایم گفت. بعداز ۲۵ دقیقه صحبتم با ایشان، با چشمان اشکی؛ ولی با لبخند ملایمی توانستم آرامش کنم. خوشبختانه از جلسه بعدش به کنگره آمد و در دوران مرزبانی ام به لطف خدا شاهد رهایی پسرش بود. اوهمیشه دستانم را می فشرد و می گفت: همیشه دعایت می کنم دخترم.
و تلخ ترین خاطره ام به ماه رمضان سال گذشته برمی گردد، روزی که قرار بود آش رشته بپزیم، متاسفانه آش خیلی شل وآبکی شده بود و آن روز هرکس چیزی می گفت، یکی می گفت آبش زیاد بوده، یکی می گفت سبزیش خیلی ریز بوده و ...

11-برای آرامش شعبه از سروصدای بچه ها چه تدابیری اندیشیدید؟

برای همسفران کوچک ازکتاب داستان و دفتر نقاشی هایی که درخانه داشتند استفاده می کردیم.

12-لطفا از حس و حالتان در ارتباط با جایگاه راهنمایی تازه واردین بفرمایید؟

حس وحال راهنمای تازه واردین خیلی خوب و پر از انرژی هست و این حس را دقیقا بعد از گرفتن شال از دستان آقای مهندس پیداکردم و متوجه شدم که چرا آن لحظه آنقدر شیرین هست.
انشاءالله بتوانم همیشه یکی ازخدمتگزاران مخلص کنگره باشم.

13-سخن شما به تازه واردینی که تازه در کنگره و شعبه حضور پیدا می کنند چیست؟
سخن من به تازه واردین عزیز این هست که سعی کنند فقط برای رسیدن به آرامش و حال خوش خودشان در جلسات  شرکت و در لژیون حضور پیدا کنند.

و سخن پایانی..
در خاتمه از اینکه کنار خانم زهرا دوره مرزبانی ام را گذراندم خیلی خوشحالم، از اسیستانت قبل نمایندگی خانم جلالی تشکر می کنم وهمچنین از خانم لیلا اسیستانت محترم سپاسگزارم که با آمدنشان به شعبه ابوریحان شور و انرژی خاصی را آوردند، به سهم خودم از زحماتی که همیشه در کنار مرزبانان کشیدند تشکر می کنم.ر سخنم رابا این غزل به پایان می برم
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

تایپ: همسفر سارا (کمک راهنمای لژیون سوم)
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمانه لژیون نهم چهارشنبه 4 تیر 1399 07:10 ب.ظ
خدا قوت به خانم معصومه عزیز.زمانی که جایگاه مرزبانی رو داشتید واقعا برای ما همسفران به خصوص در ماه مبارک رمضان زحمات زیادی کشیدید امیدوارم که خداوند بهترینها رو تو زندگی براتون رقم بزنه.
همسفر فاطمه کمک راهنمای لژیون هشتم چهارشنبه 28 خرداد 1399 12:37 ب.ظ
خانم معصومه عزیز ممنونم بابت تمامی زحماتتون وبهترین ها رو براتون ارزو می کنم
هسفر فرشته سه شنبه 27 خرداد 1399 12:11 ب.ظ
خانم معصومه عزیز از زحمات شما تشکر میکنم بهترین ارزو ها از ان شما باد خداقوت
همسفر نازی لژیون هشتم دوشنبه 26 خرداد 1399 10:57 ب.ظ
خدا قوت خانم معصومه ی عزیز
اامیدوارم همیشه موفق وسربلند باشید.
وبهترینها برات آرزومندم
پریسا لژیون 8 دوشنبه 26 خرداد 1399 07:05 ب.ظ
خانوم معصومه عزیز مانا باشی و خدا قوت بخاطر تلاشهایتان
فاطمه صالحی دوشنبه 26 خرداد 1399 09:15 ق.ظ
خانم معصومه عزیز از زحمات بی دریغ شما سپاسگزارم خداقوت.
مصاحبه خیلی خوبی بود سپاس بیکران
همسفر اعظم کمک راهنمای لژیون یکم دوشنبه 26 خرداد 1399 06:42 ق.ظ
ممنون و سپاسگزارم خانم معصومه عزیز بابت مصاحبه بسیار خوبتان. اشاره داشتید به آشی که ماه رمضان گذشته پخت شد. الان یاد اونروز میوفتم خندم میگیره،اولین آشی بود که رشتش له شده بود ولی بسیار خوشمزه
شما زحمت بسیار زیادی برای تهیه آشپزی ماه رمضان گذشته کشیدید و غذاهای بسیار خوشمزه تهیه می نمودید.
آقای مهندس تو صحبت هاشون چندین بار گفتند که اولین برنجی که پختیم شور و له له شد. شاید خاطر شما از حرف بعضی ها مکدر شد ولی امیدوارم به خوبی و بزرگی خودتان ببخشید
قدردان زحماتتان هستم و بهترینها را برایتان آرزومندم
امیدوارم همچنان در کنگره خدمتگذار باقی بمانید و به جایگاه های بالاتر دست بیابید
ممنون از خانم سارای عزیز بابت این مصاحبه دلنشین
سمیه لژیون مرزبانی یکشنبه 25 خرداد 1399 11:27 ب.ظ
خانم معصومه عزیز سپاس از شما برای خدمت خالصانه دوره مرزبانی.برکتش در زندگیتون جاری باشه.خداروشکر که دوره خدمتی خوبی را پشت سر گذاشتید.امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و سربلند باشید.خدا قوت خدمت خانم سارا و خدمتگزاران سایت.
همسفر لیلالژیون مرزبانی یکشنبه 25 خرداد 1399 01:48 ب.ظ
خانم معصومه عزیزم ترخیص از جایگاه مرزبانی راتبریک عرض میکنم و امیدوارم در ادامه راه خدمت موفق باشید ،تشکر ویژه دارم بابت دوره خدمتی خوبی که پشت سر گذاشتید.برقرار و مستدام باشید.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic