بزرگترین صفتی که به انسان داده شده اختیار است.
سه شنبه 20 خرداد 1399 ساعت 01:21 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )



همسفران لژیون یکم در رابطه با سی دی انفاق  ؛ مشارکتهایی انجام داده اند که از شما دعوت می کنم به خواندن این مشارکتهای زیبا در ادامه مطلب توجه فرمائید.


 سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر :
۱- روزه درصدی باعث شد که اعتماد به نفس بوجود بیاید۰
۲- در صور پنهان مهم ترین خاصیت انسان اختیار است. قطب های منفی و مثبت همزمان با اختیار به وجود می‌آید. اختیار یعنی انسان می تواند از بین چیزهای مختلف یکی را بردارد یا انتخاب کند. چیزی به عنوان دامنه انتخاب است. دامنه انتخاب می‌تواند کوچک و یا بزرگ باشد۰
۳- زمانی انسان دامنه ی انتخابش وسیع می شود که به سمت روشنایی در حرکت است ۰ وهر چه انسان به سمت تاریکی رفت دامنه انتخابش کوچک و کوچک تر می شود ولی هیچ وقت صفر نمی شود۰
۴- کفر برای کسانی اتفاق می افتد که منفعت را برای خودشان در الویت قرار می دهند۰
۵- زمانی جهان بینی سازنده می شود که روی شخص استفاده می شود۰
۶- جهان بینی وقتی خطرناک می‌شود که بخواهیم برای دیگران قضاوت کنیم چه کسانی مشرک یا کافر هستند ۰ 
۷- انسان زمانی در تاریکی گرفتار می‌شود که دامنه اختیارش در دست شرک می افتد و شاید ده درصد دست خود انسان باشد ۰
۸- اگر انسان بخواهد از شرک بیرون بیاید باید برگردد و آنرا اصلاح کند و فرماندهی را به قدرت مطلق بر گرداند۰
۹- زمانی می‌توانیم برای دیگران از جهان بینی صحبت کنیم که تمام گره های خود را باز کرده باشیم.
۱۰- وقتی درون انسان گره ای هست و هنوز باز نشده است؛ با دیگران صحبت می‌کند آنها یا حالشان بد می‌شود و یا ترش می‌کنند، چون در وجودشان یا کلامشان زهر وجود دارد و نمی‌توان زهر و آتش را در درون خودش نگه دارد۰
۱۱- محبت وقتی ماندگار می‌شود که انسان تاریکی را تجربه کرده و آنرا حل کرده است۰
۱۲- حس انسان مانند قطب نما است۰ 
۱۳- اگر می‌خواهی قانون را اجرا کنی اگر حست خوب نبود آن زمان نباید قانون را اجرا کنی ،بایستی صبر کنی زمان بگذرد، حست که عوض شد آنوقت قانون را اجرا کنی ۰
۱۴- چیزی که ما را در جامعه و کنگره نگه داشته، پیوند محبت بوده و این پیوند محبت به صوت نیست بلکه به عمل است۰
۱۵- پادزهر تفاخر این است که انسان نسبت به کارهای دیگران با محبت و قدر شناس باشد۰
۱۶- ویژگی کفر :همه خوبی ها را از یاد می‌ برد و تا هزاران سال کوچکترین بدی از یادش نمی برد۰
۱۷- نتیجه کفر این است که چون انسان خوبی ها را برای منافع خودش پنهان می‌کند، خوبی های خودش هم از دید دیگران پنهان می شود.
۱۸- نفاق یعنی سوخته شدن و مصرف شدن.
۱۹-ما در کفر خوبیها را پنهان کردیم در شرک برای خدا شریک پیدا کردیم و در نفاق می سوزانیم.
۲۰- تعادل در جامعه را چه چیزی به وجود می آورد؟پتانسیل های جامعه.
۲۱- پتانسیل های جامعه یعنی یکسری شغل ،مهارت
۲۲- ما تو وادی یازدهم چه چیزی یاد می‌گیریم ؟ یاد می‌گیریم که انرژی در انسان در اثر جابجایی بین اختلاف پتانسیل ها بوجود می اید۰

 سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر :
۱-کتاب کلام الله کتاب مقدسی است. نویسنده این کتاب خداوند است.
۲-نکته ای در مورد شرک: شرک از همان قسمتی که انسان به سراغ خواسته هایش می رود و قدرت مطلق خواسته‌هایش را اجرا نمی کند آغاز می شود. اگر ما برای فرمانروایی خداوند شریک قائل شویم، بازتابش این است که برای فرمانروایی خودمان شریک به وجود می‌آید و سرآغازش خیلی از بیماریها است.  
۳- تاریکی از زمان اختیار خلق شد قبل از اختیار تاریکی وجود نداشت. 
۴- اختیار به این معنی نیست که قدرت انجام هر کاری را دارد. معنی درست اختیار این است که انسان می‌تواند از میان چیزهای مختلف یکی از آنها را بردارد و انتخاب کند. ما در مسئله اختیار یک چیزی داریم به عنوان دامنه انتخاب.
۵- وقتی انسان  به طرف روشنایی می‌رود دامنه انتخاب وسیع می شود، یعنی دستش برای انجام کارها باز می شود. هر چه به طرف تاریکی برود دامنه انتخاب کوچک و کوچکتر می شود، ولی هیچ وقت صفر نمی‌شود.
۶- برای هر انسانی حداقل شرایط یک راه به سمت روشنایی و یک انتخاب به سمت تاریکی و یک انتخاب خنثی تا بتواند از آن نقطه ای که قرار دارد یک قدم بیاید بالا و یا یک قدم بیاید پایین.
۷-شخصی که شرک را انجام می‌دهد دیگر شکل آن عوض می شود.
 ۸- وقتی انتخاب ها خیلی کم شد دیگر یواش یواش به انسان احساس بزرگی دست می دهد.
 ۹- خاصیت و ویژگی آفرینش این‌گونه است که هر عملی انجام بدهید عکس العمل دارد.
۱۰- شرک باعث بیماری‌های روانی، جسمی و مسائل احساسی، عاطفی و جنسی می شود. شرک دامنه خیلی وسیعی دارد و اگر انسان بخواهد  از شرک خارج شود چاره ای ندارد جز اینکه برگردد و مسئله را اصلاح کند. 
۱۱- کفر برای کسانی اتفاق می‌افتد که منفعت را برای خودشان در اولویت قرار می دهند، یعنی همیشه موقعی که می‌خواهد کاری انجام دهد حسابگرانه بررسی می کند.
۱۲- موضوع جهان بینی آموزنده است و خیلی هم خطرناک. کجا خطرناک است؟ موقعی که من به دنبال این باشم که چه کسی مشرک است و چه کسی کافر است و برای قضاوت کردن استفاده کنم.اگر این گونه استفاده کنم جهان‌بینی کاملا معکوس عمل می‌کند.
۱۳- اگر جهان‌بینی روی شخص خودش استفاده شود، سازنده است. وقتی انسان گره ای در وجود خود دارد و آن را باز نکرده و به دیگران می خواهد در آن رابطه تذکر بدهد و یا راهکار بدهد دیگران ترش می کنند،چون مسئله در درون خودش حل نشده و خودش از این بابت رنج می کشد و در زبان و عملش زهر وجود دارد.
۱۴- اگر انسانها به هم توجه نکنند و به هم بها ندهند، یواش یواش ارتباط و اتصال آنها قطع می شود. محبت به ثروت نیست به عمل است خاصیت ذره ای به من قدرت می دهد.
۱۵- معمولاً کسانی که خوبی ها را پنهان می کنند به همان مقدار هم قدرت در آشکار کردن بدی ها را دارند. 
۱۶- وقتی انسانها نقطه تحملشان روی چه چیزی پایین  می رود،درست در مقابل معکوسش نقطه تحملش بالا میرود؟وقتی بین اجزا ارتباط قطع شود درهای رحمت خداوند هم بسته می شود.
۱۷- نفاق از ریشه نفقه می آید. کلمه انفاق هم از نفقه می آید. مسئله انفاق اگر شخصی وارد روشنایی شد و بعد از مدتی به تاریکی رفت و شروع کند به پنهان کاری و دوباره به تاریکی برود، عمق تاریکی از تاریکی قبل بیشتر است.

سلام دوستان هایده هستم یک همسفر :
اول این که نگاهمان به زندگی نباید به صورت صفر و یک یا سیاه و سفید باشد ما یاد گرفتیم به قضیه به صورت یک طیف(جریان)نگاه کنیم.  معمولا ما از یک نقطه حرکت را شروع می‌کنیم تا یواش یواش برسیم به مقصد.این گونه نیست که یکباره از مبدأ غایب شویم و در مقصد ظاهر شویم.
نقطه صفر و شروع حرکت شخص زمانی است که برداشت صحیحی از توان خود به دست آورد، اگر حرکت با نقشه و تدبیر باشد، انسان تزکیه و پالایش را درست انجام می دهد و یواش یواش، به سلامت به مقصد می‌رسد.
نمونه بارز این حرکت،روزه درصدی ماه مبارک رمضان است.
دوم) در آیات قرآن فرد با واژه های کافر،مشرک و...مواجه می‌شود و در نگاه اول به نظر می‌رسد که چه آدم های بدی بودند که با خدا و پیغمبر(ص) و مؤمنین در جنگ بودند، یعنی به گونه ای آیات را مطالعه می کند، گویی داستانی تاریخی اتفاق افتاده وتمام شده، در صورتی که قرآن یک کتاب جاری و برای تمام زمانهاست.
با این نگاه ،کفر،شرک و... می‌توانند در همه زمانها و در تمامی انسانها اتفاق بیفتد.
کفر و شرک و...نماد تاریکی هستند،یعنی=حال بد،سختی،عذاب و بیماری.
ایمان نماد روشنایی است،یعنی=حال خوب،تعادل،آرامش وسلامتی.
سوم ) اگرنفس به واسطه ی خواسته های نامعقول از تعادل خارج شود دچار وسوسه می گردد و درصورت عملی شدن وسوسه ها(خواسته های نامعقول)شخص دچار شرک می‌شود.
چهارم) اگر شخصی خواسته های معقول را اجرا نکند، دچار کفر می‌شود.
نکته مهم: لازمه کفر،اسلام و ایمان نیست! در هر مرام و مسلکی می شود کفر ورزید،(پوشانیدن خوبی هاونعمت ها)اما لازمه ی نفاق،اسلام آوردن و ایمان داشتن است که اگر از اینها برگردد نفاق در شخص اتفاق می افتد.
ایمان یعنی=تجلی نورخداوند در انسان،بعد از این نورانیت،تغییرات در شخص بوجود می آید،ساختارهایش درست می شود،حسش عوض و اصلاح می‌شود. اگر بعد از این خوبیها دوباره رفت به سمت تاریکی،دچار نفاق می شود، که تخریبش به مراتب بیشتر از شرک و کفر خواهد بود.

 سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر:

۱- کتاب قرآن خاصیتی دارد که ما یک بخشش را متوجه شدیم. عدد ۱۹ نقطه تفکر را ایجاد می‌کند که چیزی هست.وقتی که یک عدد ریاضی در تعداد بالا تکرار می‌شود یعنی نظام خاصی دارد.
۲- شرک: اگر برای فرمانروایی خداوند شریک قائل شویم،برای فرمانروایی خودمان شریک به وجود می‌آید و این سرآغاز بیماری هست.
۳- مهمترین خاصیت انسان اختیار است. قطبهای منفی و مثبت همزمان با اختیار به وجود می‌آید. اختیار دامنه دارد. فرد اگر به طرف روشنایی برود دامنه روشنایش بزرگ واگر به طرف تاریکی برود کوچک می‌شود اما هیچ موقع به صفر نمی‌رسد.
۴- هر عملی یک عکس العمل دارد باید فرمانروایی خداوند را بهش برگردانید تا فرمانروایی به شما برگردد.
۵- کفر برای انسانهایی اتفاق می افتد که منفعت را به نفع خودشان قرار می دهند. وقتی استاد شدیم می‌توانیم دانسته هایمان را در مورد دیگران به کار گیریم.
۷- انسان زمانی که تاریکیها را درمان کرد، سم از بین می رود و محبت جای آن را می گیرد و با حس خوب قانون را اجرا می گیرد.
۸- در کفر شخص کارهایی را که به صلاح سیستم هست انجام نمی دهد و پنهان می‌کند.
۹- نتیجه کفر این هست که خوبی ها را به خاطر خودش پنهان می کند،و خوبیهای خودش هم پنهان می شود.
۱۰- خاصیت ذره ای به من شکل می دهد و کفر ارتباط بین اجزا ساختار را از بین می برد.
۱۱- انسانهایی که خوبیها را پنهان می کنند به همان اندازه قادر به افشای بدیها هستند
وقتی ارتباط بین اجزا بسته شود،درهای رحمت الهی بسته می‌شود.
۱۲- نفاق از ریشه نفقه است.نفاق یعنی سوخته شدن، اتفاق بدی برایش می افتد.
۱۳- پتانسیل تعادل جامعه را به وجود می اورد. هر اداره برای خودش یک پتانسیل دارد و هر چه قوی تر باشد از نظر ذخایر قوی تر هست.

 سلام دوستان نسرین هستم  یک همسفر: 
انسان اگر از کاری لذت ببرد می‌شود خرج راهش.کتاب قران خاصیتی که دارد این است  که ما یک بخشش را متوجه شدیم. عدد ۱۹ نقطه تفکر را ایجاد می‌کند که یک چیزی هست. و نکته بعدی اینکه شرک و کفر که در جهان بینی در مورد ان صحبت کردیم. شرک باید در فرمانروایی قدرت مطلق تردیدی شخص داشته باشد، نتیجه اش این می‌شود که اگر برای فرمانروایی خداوند شریک قائل شویم،برای فرمانروایی خودمان شریک به وجود می‌آید و این سر آغاز بیماری هست. 
مهمترین خاصیت انسان اختیار هست.قطب های منفی و مثبت هم زمان با اختیار به وجود می آید .اختیار این نیست که قدرت انجام هر کاری را دارد، اختیار یعنی اینکه انسان می‌تواند از بین چیز های مختلف یکیش را انتخاب کند و اختیار دامنه دارد.اگر فرد به طرف روشنایی برود دامنه اختیارش بزرگ می‌شود و هر چه به طرف تاریکی رفت کوچکتر می‌شود ولی هیچ وقت به صفر نمیرسد.
زمانی که شخص شرک انجام می‌دهد قضیه عوض می شود. شریک که بیاد وسط اگر ۲۰تا انتخاب داری فقط نصفش مال تو هست و هر چه شریکت قوی تر شود عرصه برشما تنگ تر می شود. یک نوع اسارت هست.و یواش یواش احساس بردگی می‌کنید.
هر عملی یک عکس العمل دارد و باید فرمانروایی خداوند را بهش برگرداند تا فرمانروایی خودش بهش برگردد.
کفر برای انسان هایی اتفاق می افتد که همیشه منفعت را برای خودشان اولویت قرار می‌دهند. اخطار جهانبینی این است که باید دانسته هایمان را روی خودمان استفاده کنیم و روی دیگران به کار نگیریم و فقط زمانی که استاد شدیم می‌توان در مورد دیگران به کار گرفت. انسان زمانی که تاریکی ها را درمان کرد، سم‌ می‌رود کنار و محبت می آید جای آن.
در کفر طرف بخاطر منافع خودش کارهایی را که می‌تواند انجام دهد و باعث اصلاح سیستم شود را انجام نمی دهد.
نتیجه کفر این هست که چون خوبی هارو بخاطر منفعت خودش پنهان می‌کند، خوبی های خودش هم پنهان می شود.
خاصیت ذره ای به من قدرت شخصیت و توانایی می دهد و به من شکل می‌دهد.
کفر ارتباط بین اجزا ساختار را از بین می برد. بیماریهایی که به وجود می آیند به دلیل از بین رفتن ارتباط بین افراد هست.
علت اینکه افراد ارتباط شان با هم کم می شودتفاخر هست.
انسان باید نسبت به دیگران قدر شناس باشد.انسانهایی که خوبیهارو پنهان می‌کنند به همان اندازه قادر به افشای بدی ها هستند.
وقتی ارتباط بین اجزا بسته شود درهای رحمت الهی بسته می شود.
نفاق از ریشه نفقه می‌آید. یعنی همان حداقل پولی که برای زندگی لازم هست.اگر فردی از تاریکی خارج شود و به روشنایی برود و دوباره وارد تاریکی بشود این بار عمق تاریکی بیشتر است.
نفاق یعنی سوخته شدن و انسان زمانی که شروع کند به سوخته شدن اتفاق بدی برایش می افتد.
پتانسیل تعادل جامعه رو بوجود می آورد.ما در جامعه یک سری ساختار ها داریم و هر اداره برای خودش یک پتانسیل هست و هر چه قوی تر بشوند یعنی آن اداره از نظر ذخیره قوی تر هستند.


ویرایش ؛تنظیم همسفر کمک راهنماخانم اعظم لژیون یکم
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکتهای مکتوب،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فاطمه کمک راهنمای لژیون هشتم پنجشنبه 22 خرداد 1399 11:57 ق.ظ
خداقوت به خانم اعظم عزیز و اعضای لژیون یکم مطالبتون عالی بود عزیزان
پریسا از لژیون 8 چهارشنبه 21 خرداد 1399 08:17 ب.ظ
خدا قوت به همگی ، عالی بود
همسفر اعظم کمک راهنمای لژیون یکم سه شنبه 20 خرداد 1399 09:25 ب.ظ
سپاس از زحمات اعضاء لژیون یکم
امیدوارم همه عزیزان از نکات مهم سی دی استفاده کنند
خداقوت به خدمتگزاران بخش سایت
همسفر سمانه لژیون نهم سه شنبه 20 خرداد 1399 08:23 ب.ظ
مطالب عالی و آموزنده ای بود خدا قوت
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic