مصاحبه ،همسفر سمیه
چهارشنبه 14 خرداد 1399 ساعت 05:18 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر افسانه (لژیون هفتم) | ( نظرات )

درون چشمهای آقای مهندس خودم را دیدم که میتوانم انسان مفیدی باشم و به خوبی خدمت کنم


مصاحبه ای رو با مسافر سیگار خانم سمیه ترتیب دادیم ،ایشان با تخریب 15 سال مصرف سیگار و قلیان وارد لژیون ویلیام وایت با راهنمایی راهنمای محترم سرکار خانم جلالی شدند و پس از 10ماه سفر موفق به گرفتن نشان ویلیام وایت از دستان پرمهر بنیان کنگره شدند.امید است صحبت های ایشان نوری باشد برای عزیزانی که خواستار رهایی از بند نیکوتین هستند.

چگونه با کنگره آشنا شدید؟
یک روز مسافرم به من گفت میخواهد به کنگره برود اعتیادش را درمان کند.او سفرش را شروع کرد و با گذشت زمان رو به تعادل و حال خوش و درمان بود و من رفته رفته حالم خرابتر می‌شد،حال خوش او را دیدم و به فکر فرو رفتم اگر آنجا مسافرم را توانست تغییر دهد من را هم تغییر می‌دهد و من با خواست خودم وارد کنگره شدم.

لطفا از زمان مصرف سیگار خود با ما صحبت کنید.
من از سن کم  شروع به مصرف سیگار و قلیان کردم، از همان زمان گرایشی شدید به مصرف نیکوتین داشتم. اوایل برایم لذت بخش بود.زمان هایی که غمگین و ناراحت بودم با کشیدن سیگار به خود تسکین میدادم و انرژی از دست رفته ام را با کشیدن سیگار برمی گرداندم و زمان هایی هم که خوشحال بودم با کشیدن سیگارخوشحالیم را دوچندان میکردم.اما پس از مدتی مصرفم بیشتر شد ودیگر برایم مسئله لذت و یا کسب انرژی مطرح نبود بلکه نیازمند مصرف سیگار شده بودم و به آن اعتیاد پیدا کرده بودم. چون به طور طبیعی دیگر جسمم نیکوتین تولید نمی‌کرد و با جایگزین کردن نیکوتین کشیدنی، سیستم تولید نیکوتین طبیعی داخل بدنم را مختل کرده بودم.
زمان گذشت و من ازدواج کردم و آن روی زندگی را هم دیدم. پشت سر هم مشکلات و مسائل سر من آوار میشد، زیرا هم من در مسیر اشتباهی بودم و با حال خراب در حال زندگی بودم و هم مسافرم با مصرف مواد مخدر در حال تخریب خود و زندگیمان بود.

چه زمانی تصمیم گرفتید وارد لژیون ویلیام وایت شوید؟ آیا برایتان سخت نبود در این لژیون شرکت کنید و بقیه متوجه بشوند که مسافر سیگار هستید؟
اوایل برایم سخت بود اما سخت تر از آن این بود که من یک سال در کنگره آموزش دیده بودم و مفهوم زندگی، ارزش ها و ضد ارزش ها را متوجه شده بودم، نقص ها و کمبودهایم راپیدا کرده بودم اما حالم خوب نبود به آرامش نمی‌رسیدم و هر کاری میکردم نمی‌توانستم آموزش ها را در زندگیم کاربردی کنم، تا اینکه مشکلم را راهنمایم خانم لیلا فراهانی متوجه شدند و به من گفتند تا اعتیاد به نیکوتین را درمان نکنم به حال خوش و آرامش نمیرسم، خیلی برایم سخت بود اما من به کنگره باور داشتم ودوست داشتم طعم حال خوش زندگی را بچشم، اما از آنجا که مثلث جهالت درونم غوغایی به پا کرده بود میترسیدم دیگران متوجه بشوند و دیدگاهشان نسبت به من تغییر کند، منیتم به من می‌گفت تو یک سال در کنگره هستی چرا میخواهی جلوی همه خودت را کوچک کنی، ناامیدی به من می‌گفت:نه تو نمی‌توانی، بیهوده سعی نکن اما هرچه من روی مثلث جهالت با آموزش های لژیون ویلیام وایت و آموزش های خوب و ناب سرکار خانم جلالی جلوتر میرفتم و سفر میکردم آن ها کم رنگ تر و بی صداتر میشدند.

آیا اعلام سفر کردن در شعبه برایتان سخت نبود؟
اوایل برایم سخت بود، و از اینکه مورد قضاوت دیگران قرار بگیرم، میترسیدم، اما وقتی دانایی ام بیشتر شد و آگاهیم بالا تر رفت، درک کردم که بیمارم و متوجه شدم که این مشکل من است و من خودم باید بخواهم با مشکلات و بیماریم مواجه بشوم و تلاش کنم که آن را حل کنم و باید روی هدف تمرکز کنم، نباید به نظرات و قضاوت های دیگران توجه کنم و سعی کنم روی مسیرم متمرکز شوم تا به هدفم که رهایی است برسم. الان با افتخار دستانم را بالا میبرم و اعلام سفر میکنم تا دوستانی که هنوز گمگشته راه هستند و اعتیاد به مصرف نیکوتین دارند هم جرقه ای در سرشان زده بشود و بخواهند درمان شوند.

بنظرتان چرا یکسری از اینکه عنوان کنند سیگاری هستند خجالت می کشند وبرای درمانشان اقدام نمی کنند؟
نیروهای بازنده در انسان قدرت فراوانی دارند و تمام تلاششان را می‌کنند تا انسان را از مسیر درست و ارزشی دور کنند. اما باید تفکر کرد و خجالت، ترس و منیت و نا امیدی را کنار گذاشت و برای درمان حرکت کرد. همیشه خانم جلالی در لژیون یک مثالی می‌زدند، اینکه اگر هدفی داریم و اگر کار درستی را می‌خواهیم انجام بدهیم و ترس داریم  و اسیر نیروهای منفی شده ایم اول باید هدفمان را مشخص کنیم؛ که همان سلامتی، رسیدن به تعادل و حال خوش است و بعد بدون ترس خود را به مسیر بسپاریم و بدانیم سخت ترین کار همان قدم اول است. وقتی ما قدم اول را در مسیر برداریم دیگر مسیر با ما همراه می‌شود و خداوند به ما کمک می‌کند تا در مسیر حرکت کنیم و قدرتی به ما می‌دهد که بتوانم آن را سپری کنیم و به هدفمان برسیم و باید بدانیم مهم ترین چیز در درمان، خواست قوی و شناخت صورت مسئله اعتیاد است.

لطفا از اولین حضورتون در لژیون ویلیام وایت بگویید.
هیچ وقت روز اولی که وارد لژیون شدم را فراموش نمیکنم، وقتی وارد شدم خانم جلالی به من گفت از همین پله های آلاچیق (که در آن ما لژیون برگزار میکردیم ) که بالا می آیی، اگربا خواست خودت می آیی تمام مسائل و مشکلاتت و مسائل مسافرت را پایین پله بگذار و وارد لژیون شو، چون اینجا لژیون خودت است و تو باید تغییر کنی و خودت را پیدا کنی و به درمان برسی.بعد از گذشت زمان متوجه صحبت های خانم جلالی شدم، آنجا لژیون خودم بود و در آنجا با خودم آشتی کردم، و تمام نا راحتی ها، نا کامی ها، رفتار های ضد ارزشی و مصرف سیگارم را به تعادل و درمان رساندم.

لطفا از حس و حالتون موقع گرفتن شال راهنمای تازه واردین و نشان ویلیام وایت بگویید.
روزی که در پارک طالقانی آقای مهندس دستور قطع مصرف آدامس نیکوتین را به من دادند، با تمام وجودم حس کردم که صفحه جدیدی در زندگیم باز خواهد شد. تمام حس و حال خوب قبل از اعتیادم به نیکوتین به من برگشته بود. وقتی میدیدم در هدفم که رسیدن به درمان  است موفق شدم، برای اولین بار به خودم افتخار کردم که توانسته ام در زندگیم به هدفی که داشتم برسم و برای رسیدن آن تمام تلاش و نیرویم را به کار بردم و واقعا بعد از آن روز زندگی، درونم و دیدگاهم تغییر کردند.و روزی هم که برای گرفتن شال به آکادمی رفتم روی زمین راه نمی‌رفتم، در فضا و زمان شناور بودم، در درونم شادی و خوشی لذت بخشی به وجود آمده بود. درآن روز همه چیز رنگ و بوی دیگری داشت، خداوند و عشقش را جور دیگر حس کردم تمام زیبایی ها و زشتی ها، تمام خوبی ها و بدی ها برایم معنای دیگری پیدا کرده بودند و به عشق تبدیل شده بودند. چشمان آقای مهندس را هیچ وقت فراموش نمیکنم مرا به دنیای دیگری برد، دنیایی که درونش همه چیز تماشایی و زیبا بود. درون چشمانشان خودم را دیدم که می‌توانم به خوبی خدمت کنم، میتوانم انسانی مفید برای خودم و هستی باشم و همانجا پیمانی را با خود و خدای خودم بستم تا برای راهنمایی و رسیدن به آرامش و حال خوش دیگران تمام تلاشم را کنم و تمام آموزش های کنگره را انتقال بدهم و همیشه به حرمت و قوانین کنگره احترام بگذارم و آن ها را انجام بدهم.

آیا دوست دارید راهنمای درمان سیگار هم بشوید؟
من قبل از شرایط کرونا دو روز مانده به روز امتحان کمک راهنمایی ویلیام برای آزمون آماده بودم و میخواستم امتحان بدهم اما تقدیرم نبود و کنگره به علت بیماری کرونا امتحان را کسل کرد. اما من مشتاقانه منتظرم که بتوانم در آزمون شرکت کنم و همان طور که راهنمای خوبم دستم را گرفت و چراغ راهم بود و مرا احیا و با خودم آشنا کرد و اعتیادم را با آموزش های کنگره درمان کرد بتوانم همان آموزش ها را انتقال بدهم و بتوانم زحماتش را جبران کنم و شاگردی باشم مایه افتخارشان، و بتوانم به کنگره خدمت کنم و دست هم نوعان خودم را بگیرم.

و سخن پایانی..
خدارا شکر گزارم در کنگره راهنمایان خوبی همچون خانم جلالی و خانم لیلا را دارم تا راه درست زندگی کردن و انسان بودن و انسانی زیستن را به من آموزش می‌دهند و همیشه کنارم هستند.من تا آخر عمرم مدیون کنگره، آقای مهندس، خانواده محترمشان، استادان عزیزم و شعبه ابوریحان هستم .

ویرایش و تنظیم همسفر کمک راهنما خانم سارا 
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فاطمه کمک راهنمای لژیون هشتم پنجشنبه 22 خرداد 1399 12:37 ب.ظ
خانم سمیه عزیزومهربان بسیار عالی بود امیدوارم همیشه شاهد موفقیت های خودت وعزیزانت باشی
فاطمه صالحی چهارشنبه 21 خرداد 1399 01:27 ب.ظ
مصاحبه خیلی خوبی بود سپاس بیکران...
خانم سمیه عزیز چشمانت همیشه برق امید میزند و کلامت انرژی فوق العاده خوبی را منتقل میکند انشاالله خیلی زود در جایگاه کمک راهنمایی خدمت کنی و یاریگر هم نوع های خودت باشی موفق باشی
هسفر فرشته جمعه 16 خرداد 1399 10:41 ب.ظ
خانم سمیه خدا قوت خیلی عالی ودلنشین بود
همسفر لیلالژیون مرزبانی جمعه 16 خرداد 1399 02:32 ب.ظ
خانم سمیه عزیز صحبتهاتون واقعا دلنشین و تاثیر گذار بود ،امیدوارم در ادامه راه هم موفق باشید. ممنون از خانم سارای عزیز بابت مصاحبه خوبشان و خداقوت به خدمتگزاران سایت
سارا.لژیون3 جمعه 16 خرداد 1399 10:13 ق.ظ
خانم سمیه عزیز داشتن نشان ویلیام مبارکتون باشه، انشاءالله که به زودی جایگاه راهنمادرمان سیگار رو بهتون تبریک بگم و بتونید به کسانی که نیازمند کمک تون هستندکمک کنید.
همسفر اعظم کمک راهنمای لژیون یکم جمعه 16 خرداد 1399 06:40 ق.ظ
مصاحبه بسیار شیرینی بود
بسیار عالی بود خانم سمیه عزیز
امیدوارم در ادامه مسیر شما هم دست یاری به هم نوعان خود داشته باشید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات