گزارش عملکرد لژیون مجازی ...لژیون هشتم
جمعه 9 خرداد 1399 ساعت 09:20 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )



همسفران لژیون هشتم در رابطه با سی دی ناامیدی  ؛ مشارکتهایی انجام داده اند که از شما دعوت می کنم به خواندن این مشارکتهای زیبا در ادامه مطلب توجه فرمائید.
سلام دوستان فاطمه هستم کمک راهنمای یک همسفر 
برداشت من از سی دی ناامیدی  (استاد امین دژاگام )
سختی ها و مشکلات انسان از دو چیز پیروی می‌کند. 
۱_  سختیها ناشی از مجازات و بازپرداخت بدهی ما نسبت به اعمال مان است. 
۲_ سختی‌هایی که ناشی از آموزش است  و هدف آن آموختن  مهارت خاصی می باشد. 
 ( آموزش) در این مورد،  آموزشهایی که ما می بینیم، باعث حرکتمان در جهت خواسته های معقول نفس است  و همراه با سختی ها ودشواری هایی است، که در ادامه این سختی ها از بین می رود و ما به هدفمان  می رسم ( همان سنت آموزش وترفیع ) به طور مثال سختگیری های استاد رزمی ،برای آموزش شاگردش  وهمین طور تحت آموزش قرار گرفتن، برای رهایی از اعتیاد که در ابتدا شاید، رضایت بخش و لذت‌بخش نباشدو سختی های زیادی همراهش باشد، اما در نهایت موجب رهایی میشود .
۲_ مجازاتهای یا بازپرداخت بدهی. 
در این مورد اگر در جهت منفی و خواسته های نامعقول حرکت کنیم مجدداً با دشواریهایی برخورد می‌کنیم، که همراه با عذاب است. این سختی ها و دشواری ها دیگر برای آموزش نیست ، بلکه مجازات و تنبیه  است. به طور مثال، حرکت به سمت اعتیاد و یا به سمت ضد ارزش های دیگر

در ادامه در مورد تفکرات صحبت شده، این که  تفکرات با افکار فرق می کند، تا زمانی که درگیر افکار باشیم، هرگز نمی توانیم تفکر کنیم  ‌.
افکار انرژی ما رادر تمام جهات پخش می کند، اما تفکر انرژی و نیروی ما را در یک نقطه متمرکز می کند .
افکار منشاء شان  خواسته های ماست ،که میتواند معقول باشد و یا غیر معقول ودر زمان مناسب و یا در زمان نامناسب باشد، اما تفکر منشاش خواسته های معقول ماست در زمان مناسب. ما وقتی بخواهیم در تفکر موفق باشیم، باید از چند خواسته خود بگذریم و روی یک خواسته متمرکز بشویم. نکته دیگر، امکان ندارد ما در تاریکی ها فرو برویم، مگر اینکه درگیر چرخ حس های منفی  باشیم، یکی از این حس ها ناامیدی است. بزرگترین حسی است، که ما را درگیر می‌کند. در  ناامیدی قدرت حرکت، سعی و تلاش از فرد گرفته می شود،اما کلید بیرون آمدن از ناامیدی، درک وادی دوم است. ما به (هیچ نیستیم اگر خود به هیچ فکر کنیم )پنهان کاری و ناچار شدن به پنهان کاری نتیجه انجام کارهای ضد ارزش و القاء نیروهای منفی است . تمام هستی در هستی ماست. انسان جهان اصغر  است و تمام رذایل و فضایل اخلاقی، موجود در طبیعت را در انسان  می توان یافت . اعتیاد  در فرد نیروهایش را از کنترل خارج می کند ،اصولاً زمانی که بار غم و غصه،  بیش از حد شود به ناامیدی منتهی می شود ،و فرد بارش را نمی تواند زمین بگذارد و نه می تواند آن را حمل کند. به عبارتی زمانی که فرد تمام راه های ممکن، برای رسیدن به خواسته هایش را می رود و به نتیجه نمی رسد. ناامیدی در او حادث می شود.    
 ناامیدی حس را در فرد کور می‌کند، و تمایل و لذت را در فرد از بین میبرد، یا به عبارت عامیانه هیچی  به او فاز نمی‌دهد و مهمترین عامل بازدارنده ،برای حرکت در انسان است برای خروج از ناامیدی، ابتدا باید آن را بشناسیم، ناامیدی در حالت و فاز شدید آن می توانند به احساس  پوچی منجر  شود. همان‌طور که قبلاً خواندیم ،ناامیدی یکی از اضلاع مثلث جهالت است.  فرد ناامید مثل کسی می‌ماند، که در زندان نامرئی یا چاه به سر می برد و نور کمی به  او می‌رسد و جای برای حرکت ندارد، به طور مثال وقتی ما ناامید هستیم.، هر کار یا پیشنهادی برای تفریح یا سرگرمی به ما می‌دهند، ما هیچ تمایلی نداریم و یا دوست نداریم هیچکس را ببینیم .مشکل اصلی ناامیدی کور شدن ویا از بین رفتن حس است. به طور مثال   یکی از اثرات اعتیاد، کشیدن پرده بر روی اعصاب واحساسات است .در نتیجه فرد زمانی که در طبیعت قرار می گیرد، هیچ نوع حسی دریافت نمی کند و لذت نمی برد،  ولی  زمانی که  فردی برای رهایی از اعتیاد سفر می‌کند، یکی از علائمی که نشان می‌دهد، مسافری سفر خوبی کرده است این است، حس هایش باز شده است و دیدگاهش عوض شده و می‌تواند زیبایی ها را ببیند و حس کند  . بی حسی فقط مختص مصرف کننده ها نیست. زمانی که ما بر اثر جهل و نداشتن آموزش، موضوعی را باور کنیم از دریافت حس محروم می شویم. به طور مثال از بهار لذت نمی بریم، باور می‌کنیم که از ابتدا همه چیز  همینطور بوده ، یا همه اینطوری هستند، وبا افکار منفی خود حس هایمان را در خود از بین میبریم. اما برای باز شدن حس ها، بهترین راه تزکیه و پالایش است.وباعث می شود در افرادی که  طبق دستور به خاطر، نقص فرمان حس هایشان، بسته شده است دوباره حس هایشان بازشود و حس هایشان بیدار  گردد .دانستن این نکته  مهم است، در طبیعت زیبایی های فراوانی وجود دارد و ما هستیم که باید خود را آماده کنیم تا این حس ها را به دست آوریم .ناامیدی مثل زمستان باعث می شود، هیچ تغییری در ما ایجاد نشود و ما یخ بزنیم. برای درمان ناامیدی باید به این تفکر برسیم، که امواج زیادی در طبیعت وجود دارد و ما باید فقط فرکانس مان را تنظیم کنیم، و نوع دیدگاهمان را عوض کنیم . بدانیم که داشتن بدن، با این همه مکانیزم  نشان دهنده جایگاه عظیم انسان است، و این نکته نقطه مخالف ناامیدی است .

سلام دوستان فیروزه هستم یک همسفر :
ابتدای سی دی استاد امین درمورد  تقدیرات و تفکرات صحبت کرده.سختی هایی که به انسان وارد می شود، از دو قانون کلی پیروی میکند .
یکی آموزش انسان ویکی مجازات.
مثلا شخصی می رود پیش یک استاد از آن می خواهد ورزشی را به آن یاد بدهد، در حین ورزش حتی ممکن است که استاد یک مشت در شکم شاگرد بزند، ولی به معنی مجازات نیست. به معنی آموزش است ولی یک شخصی یک کار زشت انجام داده یا دزدی کرده است، وقتی یک مشت در شکم دزد می زند می شود مجازات است، چون کار بدی انجام داده است. 
نکته دوم، اینکه آموزش هایی که ما می بینیم حرکت در جهت خواسته های معقول نفس است، موقعی که انسان به رهایی می رسد و از بیماری اعتیاد خارج می شود، باید سختی هایی را تحمل بکند، یا وقتی استاد سقوط آزاد به آن می‌دهد، باید تحمل بکند، سر کلاس بنشیند خدمت کند، اولش زیاد خوشایند به نظر نمی رسد. اول باید سختی ها را تحمل کند، در ابتدا شاید از صحبت های استاد هیچ چیز دریافت نکند . در ادامه همه چیز تغییر می کند، آن سختی را دیگر ندارد، چون خواسته مادر جهت رهایی از اعتیاد بوده است. این می شود سنت آموزش
افکار انرژی مارا در همه جا پخش می‌کند، ولی تفکر انرژی ما را در یک نقطه متمرکز می کند.
منشا افکار خواسته های ما هستند، معقول نا معقول در زمان مناسب یا نامناسب ولی منشا تفکرات خواسته های معقول است. 
پرداختن به خواسته های معقول در زمان مناسب، 
اگر ما می خواهیم در تفکر موفق بشویم باید خواسته هایمان را رها کنیم. 
در ادامه سی دی ناامیدی وادی دوم هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد، 
هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم. 
زمانی که انسان دچار تاریکی می شود، چند تا حس است که آن رادرون  تاریکی نگه می دارد.یعنی امکان نداردما در تاریکی فرو برویم، بدون اینکه دچار چند تا حس بشویم همچین چیزی محال است . یکی از آن حس ها که خیلی قدرتمند است حس ناامیدی است. این احساس ناامیدی اینکه ما هیچ ارزشی نداریم که به هیچ درد نمی خوریم بزرگ ترین ابزار نیروی منفی و بزرگ ترین ابزار نفس اماره است. برای اینکه مارا در تاریکی نگه دارد. 
اگر می خوای یکی را در تاریکی نگه دارید می تونید آن شخص را ناامید کنید، هیچ حرکتی انجام نمیدهد و در انتهای چاه می ماند. 
زمانی که انسان فکر می کند هیچ چیز نیست و اصلا به درد نمیخورد ناامیدی به سراغش می آید و هر چه این فکر قوی تر می شود ناامیدی بیشتر به سراغش می آید. 
وقتی انسان یک هدفی را می خواهد از هر راهی وارد می شود،تا به آن هدف برسد . مثل ترک اعتیاد ولی نمی تواند کم کم ناامیدی به وجود می آید وفردنمیتواند بار غم و اندوه را  به یکباره زمین  بگذاردو حالت پوچی برایش به وجود می آید و در نهایت باعث خودکشی و نابودی می شود. 
ما باید در مرحله ناامیدی به این ایمان داشته باشیم، که امواج وجود دارد، چیز هایی که در کنگره می خوانیم حس  را در ما بیدار می‌کند، وقتی ما می خواهیم تغییراتی در خودمان ایجاد کنیم باید اندیشه خودمان راعوض کنیم.

سلام دوستان پریسا هستم یک  همسفر:
ناامیدی یکی از اضلاع مثلث جهالت است، که دو ضلع دیگه این مثلث ترس و منیت است.و استاد امین برای اینکه ناامیدی را خوب برای ما توضیح بدهند، مثال استخر انرژی  را زدند. که جزییات این مثال در سی دی است، 
استاد فرمودند:  وجود انسان خیلی بزرگ و پیچیده است و هر سلول که کوچکترین جزبدن است خودش کلی فعالیت پیچده دارد و در خدمت انسان عمل می کنند، مثل سربازهای فدایی عمل می کنند. استاد میگویند:  چرا ما انسانها بر خلاف این فداکاریهای اجزای بدنمان رفتار میکنیم

 سلام دوستان فاطمه هستم  یک همسفر :
وقتی انسان ،چیزی را با تمام وجود می‌خواهد ،یعنی خواسته‌اش خیلی عمیق باشد ولی امکان رسیدن به آن را در خود نمی‌بیند ،یعنی از هر راهی که به ذهنش و به فکرش می‌رسد وارد می‌شود و به جواب نمی رسد وقتی تمام راه ها را امتحان می‌کند و آن خواسته برایش حیاتی بوده، مثل رها شدن از بیماری اعتیاد آن موقع در شخص ناامیدی به وجود می آید. وگرنه به این راحتی ها کسی ناامید نمی شود.
 پس  تمام راه هایی که به ذهنمان رسیده همه را امتحان کردیم، بعد به نتیجه نرسیدیم آن موقع ناامیدی در ما قوت پیدا می‌کند.
اگر ما بدانیم که همه چیز در هستی وجود دارد و همه امواج وجود دارند .
زیبایی و لطافت و خشم و تنفر وجود دارد .اگر ما در هر سطحی قرار بگیریم، همان سطح را تجربه می‌کنیم .اگر ما در جایگاه تنفر قرار بگیریم، تنفر را تجربه می‌کنیم .حالا باید چه کار کنیم که حسمان بیدار بشود.
 بهترین و درست ترین راه این است که پاک کردن و جدا کردن پیوندهای منفی از وجود خودمون است . البته یکی هم باز شدن دریچه هاست که برای هر انسانی طبق فرمان اتفاق می‌افتدنکته دیگر، اگر انرژی ما زیاد بشود و سطح انرژیمان برود بالا خیلی چیزها را می‌توانیم دریافت کنیم و تجربه کنیم .
اینکه ناامیدی باعث می شود که حس ما کمرنگ و کمرنگ تر شود، تا جایی که از اتفاقات و مناظر اطرافمان لذت نمی بریم و نمی توانیم خوبی ها محبت ها زیبایی ها را درک کنیم و در ادامه به افسردگی می رسیم. ناامیدی مختص افراد مصرف کننده نیست، بلکه هر کسی می تواند  ناامید باشد و اینکه افراد ناامید زندگیشان یکنواخت و اصلا تنوع در زندگی خودشان ندارند. پس اگر ما احساس کردیم که دچار یکنواختی شدیم و حس انجام هیچ کاری را نداریم و هی بگوییم به چه درد میخورد چه فایده ی دارد کم کم باید بفهمیم که وارد مثلث جهالت شده ایم .من ناامید زیاد شده ام مگر می شود  ناامیدی را تجربه نکرد. 
ولی انکار وقتی ادم در یک موضوع بیماری به درمان نمی رسد اگر نخواهد آن وضعیت را قبول کند، احتمالا به ناامیدی می رسد. چون گاهی بعضی شرایط ناخواسته را نمیتوان تغییر داد بلکه باید پذیرفت.

سلام دوستان ملیحه هستم یک همسفر :
وقتی شخصی بار غم و اندوه را نمی تواند زمین بگذارد باید با خودش ببرد و سختی و بی آبرویی و بدبختی آن را باید تحمل کند. نمی تواند بار را زمین بگذارد و نمی تواند آن را با خود ببرد، چون توان آن را ندارد و شخصی در چنین وضعیتی قرار بگیرد ناامیدی به وجود می‌آید.
احساس ناامیدی مهمترین عامل است، که یک انسان را از حرکت باز می دارد و او را فلج می کند. یعنی انگیزه او را برای حرکت کردن از بین می برد.اگر بتوانیم ناامیدی را بشناسیم آن وقت می‌توانیم راه های خارج شدن از آن را هم بشناسیم.ناامیدی یکی از اضلاع مثلث جهالت است و تمام حالت های منفی که در انسان به وجود می آید روی یکی از این اضلاع اتفاق می افتد.یکی از نشانه‌های سفر درست این است، که در طول سفر حس های شخص بیدار می شود و مهمترین عامل نشان دهنده سفر درست تغییر در حس و احساس شخص است.اگر ما در هر سطحی قرار بگیریم  همان سطح را تجربه می‌کنیم. اگر در جایگاه نفرت قرار بگیریم نفرت را دریافت می کنیم، اگر در جایگاه محبت قرار بگیریم محبت را دریافت می کنیم. احساس ناامیدی در همه انسان ها مشترک است چرا که همه انسان ها به‌گونه‌ای تاریکی ها را تجربه می کنند.در این صورت است که نیروهای منفی در اثر یک سری فرایند ها حس را در انسان مسدود می‌کنند،که در کلام الله هم درباره آن توضیح داده شده است که مهمترین آن کاریست که انسان در پنهان کاری انجام می دهد.  یعنی از واژه کفر به معنی پنهان کردن در مورد انسانها  استفاده می شود،  انسان ها در مورد مسائل خودشان شروع به پنهان کاری می کنند و این باعث می شود که خود را در اختیار نیروهای منفی قرار بدهند و در ادامه حس ها در انسان مسدود می شود. وقتی حس انسان بسته شد، انسان دیگر از هیچ چیزی لذت نمی‌بره و چیزی برایش مفهومی ندارد و این مسئله خیلی زجر آور و ناخوشایند است.بسته شدن حس به این معنی نیست  که انسان حس ندارد، حس وجود دارد اما اسیر شده و نمی تواند خالی شود.
استاد امین در این سی دی مثال استخرانرژی را عنوان  می‌کنند و می‌فرمایند :در یک استخر گنجایش استخر می شود  ظرفیت که کمیت یا مقدار را نشان میدهد و یا کثیفی و تمیزی را.ورودی آب میشود جذب انرژی وخروجی آب می شود دفع انرژی و جابجایی آب باعث به وجود آمدن احساس می شود. اگر این کانال ها مسدود باشند در احساس اختلال ایجاد شده و شخص دچار بی حسی و ناامیدی می شود. اگر این آب به چشمه وصل باشد باعث به وجود آمدن احساس خوب می شود و اگر به فاضلاب وصل باشد احساس بد به وجود می آید.مانند زمان اعتیاد که انرژی که وارد می شود آلوده است.درون ما هم همین است و به خاطر همین است که انسان وقتی درونش تاریک شد دیگر نمی تواند تشخیص بدهد و اصطلاحاً میگویندفرد وجدان ندارد. ما باید در مسئله  ناامیدی به این موضوع ایمان بیاوریم، که امواج در هستی وجود دارند و ما فقط باید این کانالها را باز کنیم.یک قسمتی که باعث مسدود شدن این کانالها می شود تفکرات ما است.
 برای اینکه بتوانیم تغییرات مهمی را به وجود بیاوریم ،باید بتوانیم اندیشه خود را عوض کنیم .زیرا اندیشه های غلط ما  باعث می شود که ما به فاضلاب وصل شویم و اگر تفکرات خود را تغییر بدهیم، به مرور زمان در احساس ما نیز تغییر به وجود می آید و این کاری است که در کنگره انجام می شود.فردی که وارد کنگره می شود، صحبت نمیکند و مشارکت نمی‌کند چون فکر می کند که همه او را مسخره می کنند و یا از او سوء استفاده می کنند ولی به مرور زمان که در لژیون صحبت  میکند و مشارکت می کند این اندیشه از بین میرود.  آن استخر با آن ورودی و خروجی و تشکیلاتش همان دانایی انسان است. پس اگر انسان درونش آلوده شود، قدرت تشخیص او مختل می‌شود و ناامیدی هم یعنی بسته بودن این کانال ها.

تنظیم ، ویرایش همسفر خانم سمیه لژیون دهم 
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکتهای مکتوب،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
هسفرمعصومه لژیون یکم یکشنبه 11 خرداد 1399 12:28 ب.ظ
خداقوت به لژیون هشتم
همسفر اعظم کمک راهنمای لژیون یکم شنبه 10 خرداد 1399 01:23 ب.ظ
سپاس از مشارکت خوب همه دوستان عزیز
خدا قوت به همه عزیزان و به خانم معصومه عزیز
شنبه 10 خرداد 1399 09:03 ق.ظ
خداقوت میگم به دوستان عزیزم وازراهنمای عزیزم هم تشکرمی کنم بابت زحمات بی دریغشون
وتشکرازدوستان درقسمت سایت
همسفر فاطمه لژیون یکم شنبه 10 خرداد 1399 08:55 ق.ظ
خدا قوت به همه عزیزان خیلی خوب و عالی و کامل بود
ممنون و تشکر از دوستان قسمت سایت
همسفر سمیه لژیون دهم جمعه 9 خرداد 1399 07:26 ب.ظ
خداقوت به عزیزان در لژیون هشتم و خداقوت به خانم فاطمه عزیزو تشکر از دوستان در سایت
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic