به پاس آرامشم؛ عضو لژیون سردار شدم
پنجشنبه 1 خرداد 1399 ساعت 10:38 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر افسانه (لژیون هفتم) | ( نظرات )


سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر از لژیون یکم

صبح با صدای که به کانال کولر برخورد می کرد چشمانم را باز کردم، فکر کردم زود بیدار شدم اما با نگاه به ساعت خبر از این می داد که مثل هر روز راس ساعت باز بیدار شده ام، اما چرا هوا هنوز تاریک هست، که متوجه شدم هوا ابری و صدایی که می آمد، صدای باران بود. وقتی هر قدم به سمت پنچره می رفتم خدا را شکر می کردم که سالم هستم و روی پای خودم راه میروم. ...

دستم کار می کند، چشمانم می بیند، تا به پنچره رسیدم پرده را کنار زدم و دقیقه ها محو تماشای باران شدم که یک بند می بارید.با تمام وجود هوای بارانی و نم خاک را استشمام کردم. چقدر دلپذیر بود،عاشق هوای ابری و باران هستم. همینطور که بیرون را تماشا می کردم یاد گذشته نه چندان دورم افتادم که چه بودم و چه شدم.
زمانی که هیچ چیز نمی توانست حالم را عوض کند، هیچ کس نمی توانست مرا از ته دل بخنداند،پسرم هر روز بزرگتر می شد،اما حتی بزرگ شدنش به چشمم نمی آمد. از همه کس بیزار بودم، از همه چی حالم بهم می خورد.از مهمانی ها،از جشن ها و از همه چی، چون همیشه ما دیر می رسیدیم و بهانه می دادیم دست بهانه جویان برای زخم زبان زدن. کاری نداشتم جز گریه و زاری و برای این که خودم را سرگرم کنم، به سراغ کلاس های مختلف با اساتید مختلف گرفته تادرس و دانشگاه. اما هیچ کدام التیام دردم نبود یادم میاد اون موقع از هوای ابری و باران متنفر بودم، جز دلشکسته شدنم چیزی نداشت. اما حالا حتی کوچکترین چیز مرا به وجد می آورد و خوشحالم می کند.عاشق همه چی شده ام و همه چیز به چشمم دیده می شود.همین طور که به بارش باران زل زده ام یاد وادی دهم میوفتم که جناب مهندس می فرمایند صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری هست.. بله انسان مثل رود در حال جریان است. امروز با دیروزش فرق دارد، فردا با امروزش فرق دارد، مدام در حال تغییر است. در چهارده وادی که جناب دژاکام نوشته اند، از تفکر شروع می شود و به عشق ختم می شود. مرحله به مرحله باید جلو بروی تا به عشق برسی. در هر مرحله که مکمل مراحل دیگر است را به ترتیب طی می کنیم. در هر مرحله پیام جدیدی است برای شروع زندگی جدید و نو. پس من به این باور رسیده ام که وادی دهم را با تمام وجودم درک می کنم. وقتی در سایت می بینم که تیم راگبی کنگره مقام اول کشوری را دارد، تیمی که بیشتر اعضاء آن افراد شیشه ای بودند، الان به قهرمانان کشور تبدیل شده اند که همه به آنان افتخار میکنند، یا کسانی که کارتن خواب بوده اند، امروز به مقام دنور رسیده اند.چه چیز در اینها صدق می کند جز وادی دهم. تشکر می کنم از این ابر مرد تاریخ جناب مهندس دژاکام که یکی از اسطوره های تاریخ هستند که می دانم   نه تنها در زمان حال،بلکه بعدها هم تاریخ به نیکی از او یاد می کند. این وادی ها را که تماما درس زندگی و انسانیت است مرحله به مرحله به رشته ی تحریر درآورد تا من و شما به آرامش برسیم.
روزی که برای گرفتن شال کمک راهنمایی به آکادمی رفته بودم وقتی وارد سالن شدم با دیدن افرادی که سر تا پا لباس سفید بر تن کرده بودند، لرزه به تنم افتاد. تا به حال، مکانی به این قداست و پاکی ندیده بودم،تا با دیدن فرشته ای از جنس انسان که با آرامی وارد می شد، انگار تمام زمین و زمان برایش کف میزدند، در شگرف هستم چرا تا به حال هیچ جا به من این آرامش را نداده بود. انسانی با اون منیت وکبر دست را بالا گرفته و دارد قسم می خورد برای خدمت کردن به خلق. سر تا سرصورتم پر از اشک ذوق بود. پس دوباره وادی دهم در من اثر کرده بود. من انسان قبل نبودم، غرور و منیت جای خود را به گرفتن آموزش و خدمت داده بود. همیشه دوست داشتم در زمان مولانا یا حافظ یا ابن سینا بودم و شاگرد آنها می بودم، اما چشم باز کردم دیدم شاگردی استادی را می کنم که برایم ازمولانا بالاتر است. این چه آرامشی است که در وجود این فرد وجود دارد.خدا را شکر کردم که در این زمان بودم و استادم جناب مهندس حسین دژاکام است.روزجشن گلریزان وقتی تردید داشتم برای ورود به لژیون سردار، به خودم گفتم این آرامشی که الان در زندگی داری چقدر ارزش دارد؟ چقدر عجز و ناله زدی تا به اینجا رسیدی؟به این آرامش و دلخوش وقتی بالای سکو رفتم، عزمم را جزم کردم و وارد لژیون سردار شدم. آرامشی که الان دارم قیمتش 6 میلیون تومان نیست، بلکه تمام دارایی من است. باز رسیدم به وادی دهم، اگر قبل از آمدنم به کنگره کسی می گفت حتی 1 میلیون تومان بده برای انجام کار خیر، برایم سخت بود، انگار جانم را می خواستند بگیرند. اما آن صفت الان دور شده و جایش را به لژیون سردار داده است، چون من انسان جاری هستم.حال ای همسفران درد کشیده، من از شما می پرسم حال خوش امروز ما چقدر ارزش دارد؟
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
زهره لژیون 9 چهارشنبه 14 خرداد 1399 02:08 ق.ظ
خیلی عالی خانم سمیه عزیز انشاالله خیر و برکت این خدمت در زندگیت جاری باشه زندگیت توأم با آرامش
همسفرزهرالژیون هشتم چهارشنبه 7 خرداد 1399 10:43 ب.ظ
خانم سمیه جان دل نوشته ات عالی بودان شالله درتمام مراحل زندگیت موفق باشی عزیزم
همسفر معصومه لژیون یکم دوشنبه 5 خرداد 1399 11:27 ب.ظ
خانم سمیه خسته نباشید دلنوشته شما خیلی عالیه
همسفر هایده،لژیون ۱ شنبه 3 خرداد 1399 10:40 ق.ظ
خانم سمیه عزیز،نوشته تان بسیاردلنشین بود ،گرفتن شال کمک راهنمایی وعضویت درلژیون سردار گوارای وجودتان که سرشارازشوق خدمت هستید.
محدثه همسفر (شعبه آکادمی) لژیون شانزدهم شنبه 3 خرداد 1399 12:16 ق.ظ
بهتون بی نهایت تبریک میگم خانم سمیه عزیزم
واقعا عالی و زیبا بود
با آرزوی موفقیت های بیشتر برای شما خانم سمیه عزیز
معصومه.کمک راهنمای .شعبه پاکدشت جمعه 2 خرداد 1399 06:21 ب.ظ
خانم سمیه ورودتون به لژیون سردار و گرفتن شال رو تبریک میگم و ارزوی موفقیت و سربلندی براتون دارم.دلنوشتتون عالی و دلچسب بود.
همسفر اعظم کمک راهنمای لژیون یکم جمعه 2 خرداد 1399 12:04 ق.ظ
چه زیبا و دل نشین حرف دلتان را بیان کردید خانم سمیه عزیز امیدوارم این حس و حال خوب همراه همیشگی شما و خانواده عزیزتان باشد
همسفر فاطمه لژیون یکم پنجشنبه 1 خرداد 1399 06:55 ب.ظ
خانم سمیه عزیز دل نوشتتون فوق العاده بود با تشکر از خدمت گزاران سایت
مرتضی پنجشنبه 1 خرداد 1399 11:52 ق.ظ
بسیار عالی
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات