خروج از انزوا و حرکت به سمت نور
دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت 09:54 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )

Gerelateerde afbeelding

پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد    
                       داغ دید از من وتبخیر شدو حرف نزد  
شب به شب منتظرم بود ودلش پر آشوب        
                        شب به شب آمدنم دیر شدو حرف نزد
 غصه می خورد که من حال خرابی دارم       
                          از همین غصه من سیر شدوحرف نزد
وای از آن لحظه که حرفم دل اوراسوزاند           
                           مادرم خسته شدوپیرشدوحرف نزد
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر (لژیون هشتم)
آن روزها که مسافرم، مصرف کننده بودو حال خرابی داشت. به زمین و زمان چنگ میزدم تااز این وضعیت نجات پیدا کنم.
خیلی ناامید بودم.
شبها تاصبح گریه می کردم ،به فرزندم نگاه می کردم ، میدیدم مثل گل داره پر پر میشه. دنیا بنظرم تیر و تار بود.
از برخورد دیگران زود میرنجیدم و ناراحت می شدم.همیشه فکر می کردم ،یک چیزی از بقیه کم دارم.خجالت می کشیدم. با بستگانم، رفت و آمد کنم.
همیشه خودم رااز دیگران پنهان می کردم که مبادا از وضعیت من مطلع شوند.
با ورود به کنگره ، فهمیدم که دعاهای شبانه ام  جواب داده وخدای بزرگ به من لطف کرده که این جای مقدس را سر راه من قرارداده است.
وقتی روز اول به من گفتند، باید کفش آهنین به پا کنی و بیایی . من نفس عمیقی کشیدم و فهمیدم اینجا جایی است که مانجات پیدا می کنیم.
من شش ماه به کنگره می آمدم ، هیچ تغییری نکردم.فقط گریه می کردم و می گفتم، می خواهم  فرزندم خوب بشه.
بعد با آموزشهایی که گرفتم، فهمیدم باید اول خودم تغییر کنم. بعد بال پرواز مسافرم باشم .
زمانی که خودم تغییر کردم، مسافرم روز به روز حالش بهتر شد.
خدارو صد هزار بار شکرمیکنم واین حال خوبی که خودم، مسافرم و خانواده ام داریم، مدیون جناب مهندس و خانواده محترمشون و راهنمای عزیزم هستم.
واقعا برامون خیلی زحمت کشیدند.
این حال خوب و آرامش را برای همه سفر اولی ها و خانوادشون آرزومندم.

من آن ابرم که بارانش توهستی
همان یوسف که کنعانش توهستی
مسافر می شوم تاآخرعمر،
درآن راهی که پایانش تو هستی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر راضیه لژیون۶ چهارشنبه 20 آذر 1398 04:54 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز خدا روشکر برای حال خوشی که دارید امیدوارم همه مادرها در کنگره حال شما را پیدا کنند
معصومه همسفر لژیون یکم چهارشنبه 20 آذر 1398 01:45 ب.ظ
خانم فاطمه عالی بود باشعر زیباتون جان گرفتم
همسفرزهرالژیون هشتم سه شنبه 19 آذر 1398 01:59 ب.ظ
خانم فاطمه جان دل نوشته ات خیلی زیبابودموفق باشی عزیزم
همسفر کاترین لژیون هفتم سه شنبه 19 آذر 1398 10:39 ق.ظ
خانم فاطمه عزیز خداقوت انشاالله همیشه موفق وشاد
معصومه لژیون مرزبانی دوشنبه 18 آذر 1398 10:09 ب.ظ
خداقوت خانم فاطمه وهزاران بار شکر از خداوند به خاطراینکه باوجود مکانی چون کنگره همه به آرامش میرسن
سمیه دوشنبه 18 آذر 1398 08:22 ب.ظ
خدا قوت
همسفر فاطمه لژیون یکم دوشنبه 18 آذر 1398 06:44 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز خدا رو شکر که حال دلتون خوب شده وبه آرامش رسیدین
همسفر هایده،لژیون ۱ دوشنبه 18 آذر 1398 04:51 ب.ظ
مادراگردعای شبانگااهی ت نبود
من درلهیب آتش غم میگداختم
خانم فاطمه عزیز همه همسفران چه مادروچه همسربه گونه ای دلنوشته ی زیبای شماراتجربه کرده اند.خیلی خوب حال وهوای ماراشرح دادید.آرامشتان پایدار
شبنم لژیون ۲ دوشنبه 18 آذر 1398 02:12 ب.ظ
خیلی عالی بود خداقوت
همسفر مدینه لژیون هفتم دوشنبه 18 آذر 1398 10:23 ق.ظ
خدا قوت خیلی دلنشین بود انشالله همه به حاله خوش برسند
همسفر افسانه لژیون هفتم دوشنبه 18 آذر 1398 09:15 ق.ظ
خانم فاطمه خییییلی دلنوشتتون زیبا بود بخصوص شعرهای اول و آخرش واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم . ممنون از همه کسانی که با ارسال مطالب برای سایت حال خوش خود را با دیگران سهیم میشوند.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات