رو به سوی روشنایی و آرامش
چهارشنبه 27 شهریور 1398 ساعت 07:47 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )

Gerelateerde afbeelding

سلام دوستان صغری هستم یک همسفر (لژیون ششم)

با آگاهی که الان نسبت به خودم واطرافم پیداکردم میبینم من که همیشه از زمین وزمان مینالیدم که چراهرچه دست وپا میزنم که به زندگیم سر وسامان بدم بازم نمیتونم!!؟؟؟؟؟ مثل آدمی که شنا بلده امادر دریا غرق میشه!!؟؟چرا ؟چون دریاهم قانون خودش رو داره هرچه هم شناگرماهری باشی بازم غرق میشی! همچین موضوعی.واقعی است.
درست مثل من تلاش میکردم خیلی خیلی امااول اینکه نه درجایگاه خودم وازهمه مهمتر از اینکه من وظیفه اصلی یم روفراموش کرده بودم مادری!؟همسری!؟
من اگرقانون ومقررات یک خانواده رورعایت میکردم ،اول ازهرچیزی وظیفه اصلی مادری وهمسری روبه خوبی انجام میدادم که رکن اصلی خانواده برپایه این مسؤلیت که آمیخته ازعشق محبت است وپایه های زندگیم براین دواصل بنا شده بود وتجربه وزندگی بهم آموخته زندگی که آمیخته ازعشق ومحبت است خراب شدنش محال است وبعد در راس مسئولیتم اون کار ها وایده ها رواجرایی میکردم قطعا الان جایگاهی به مراتب خیلی خیلی ایده الی داشتم !!مثلاخیلی دوست داشتم فرزندانم تحصیلات عالیه داشته باشند ودر این راستا بی نهایت تلاش کردم وچون اگاهی نداشتم مشکلات زندگی برمن غلبه کردن وخیلی اذیت شدم تامدرک لیسانسشان راگرفتند مشکلات گاهی زمین گیرم میکردوتسلیم میشدم وگاهی دوباره ازصفرشروع میکردم اینقدازصفرشروع کردم تا به امروز!!!
حکم یه دونده دوی ماراتن روداشتم به خط پایان که نزدیک میشدم نفسم بندمی امدوهمان جازمین میخوردم چون فقط میدویدم !تمرین نداشتم قانون اساسی واصل هرکاری رورعایت نمیکردم چون اگاهی نداشتم ولی الان با اگاهی ومشورت جلومیرم تابه خط پایان وقهرمانی دست پیداکنم با پیروی ازوادی سیزدهم:پایان  هر  نقطه  سراغازی  دیگر یست  .
 علی رغم همه سختی ها ودردکشیدن های تلخ زندگیم هیچ وقت نا امیدنمیشدم وهزاران راه نرفته را میرفتم وعلاوه برشکست به خودم میگفتم هیچ راهی به بنبست ختم نمیشودوتنها راهی که به بنبست ختم میشودتسلیم شدن وحرکت نکردن است اگرتلاش کنی وپشتکارداشته باشی وبه حرکت ادامه بدی اخرش سرازیک روزنه ای درمیاوری واون روزنه جزنوروچراغ هدایت خداراهی نیست.
دراسفند۹۶احساس کردم بریدم خیلی خسته شده بودم به معنای واقعی بریده بودم ازجورروزگارم سنگ بر روی دلم گزاشتم وازنردبان دلم بالارفتم (چون کارمادر دلی است منطق حالیش نیست مخصوصا وقتی پای فرزندش درمیان باشه)ونگاهم را پرازتمناوخواهش پر کردم روبه اسمان خالقم کردم وگفتم ای خالق  هستی خودت شاهدی که دیگربرای ادامه دادن نایی ندارم معبودم تصمیمی تلخ وجانسوزگرفتم باتمام وجودم که ازتصمیمم دردناک بودزجه زدم کمکم کن این اخرین راه است برام وخیلی دردناک واین راه هم برای مسافرام وهم خودم لطمه بزرگ روحی میزدباشناختی وعشقی که به مسافرام داشتم  بهشان پیشنهاد دادم گفتم یابرای درمان بامن همراه شوید وبه زندگی برگردید! یا اینکه برویدازخانه بیرون باهیچ پشتوانه ای ودیگربرنگردید!!!!وای خداخیلی برام تصوراینکه مسافرام شب راچگونه بیرون ازخانه(دراین شهربی رحم ودنیای وانفسا)صبح میکنند هزاران فکرازاردهنده مغزم رامانندخوره میخورد خیلی سخت بود اون شب برایم خودشان هم میدانستن بیرون دوام نمیارن !
وچون کنگره روسال ۸۶شناخته بودم اون موقع سراتوبان بسیج بودچندبارخودم تنهایی میرفتم وبانحوی درمان اشنا شدم وازطرفی چون مسافرام ازنظر روحی داغون بودن بهترین مکان مناسب برای درمان بیماران میدانستم وچند بار رفتم شعبه پرستارخلاصه دائم درتکاپو بودم برای درمان تا اینکه پیشنهادکنگره رودادم بعدازچندروزبه لطف خالق یکتا برای درمان کنگره روانتخاب کردن ودر روز۱۳۹۷/۱/۲۱روزسه شنبه برای اولین بار باهم به کنگره شعبه ابوریحان امدیم
وتا به الان به لطف خدای یگانه ولطف وزحمت بی دریغ وبیشائبه راهنما های محترم وگرامی مسافرانم   اقای علی رضا امینی واقای ابراهیم باباکوهی سفراول روبه خوبی ادامه میدهند.
وازاعماق وجودم برای اقای مهندس وخانواده محترمشان واقای باباکوهی واقای امینی وراهنمای خوب وگرامی خودم سرکارخانم مریم محمدیان ازدرگاه خداوندبزرگ ومنان ارزوی سلامتی وبهترین ها رودارم وبرخودواجب میدانم که هرلحظه به مسافرام وخودم ورفتار ودیدگاهمان به زندگی فکرمیکنم ومیبینم  به یاد شما خداروشکروشماها رودعا میکنم چون شماها بی نظیرید
بدون تعارف میگم چون ازسرعشق وخالصانه وقت میزاریدبرای امثال ما ها
وقتی درگذشته همش لیست میکردم از نداشته هایم وبرای خدامیفرستادم وهمش رنجش داشتم از  روزگارم وبعضی وقت هاکه برای زمانی کوتاه درایستگاه تفکرتوقف میکردم ونگاهی گزرا به عقب می انداختم تازه یادم می امد که ای وای برمن که چه داشته هایی داشتم وقدرندانستم وبراثراعماق تاریکی هایی که دران غرق شده بودم انها رانمیدیدم واین امرباعث میشدکه من راه درست راگم کنم وبیشتردرظلمات غرق میشدم وبه خودم میگفتم دیگرخیلی دیرشده من دراوج زندگی وجوانی ازلذت وخوشی های معقول زندگی محروم بودم الان فهمیدن دیگرچه فایده وسودی دارد؟؟؟؟
اماالان باوجودکنگره وحال مسافرام به این درک وفهم رسیدم اگراندک زمانی ازحیاتم هم مانده باشدوراه راست ودرست روپیدا کنم  برای همان اندک زمان زیبا ولذت بخش است ونهایت استفاده رامیبرم و  خرسندم ازخالق هستی ام وشادمیباشم !!!واین به نظر من یک معامله ی معنوی وسود افرین کلانی میباشدکه حلاوت وشیرینی خاصی دارد!؟؟
واین شیرینی وحلاوت سود وحاصل اون اندک زمانی است که اگاهی ودرک یافته ای ازشناخت خالقت وخودت که ازگذشته تلخ تجربه گرفتی وازحال بهترین سود روبردی وازاینده امید وارشدی!!!؟؟؟
واین برکت درحال زیستن است ونگران اینده نیستم وباخوب زندگی کردن الانم اینده ای زیبا روبرای خودم رقم میزنم !!!؟؟
اینده ای که میگویندازان خبر نداریم وهیچ حسابی روش باز نکنیم!!!!!!؟؟؟
به همین برکت خوب زیستن درلحظه  وزمان  حال  است !!!
وچه زیباست این خالق یکتا وقابل ستایش!!!!

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سمیه چهارشنبه 10 مهر 1398 02:41 ب.ظ
عالی بود خانم صغری عزیز
همسفر مهشید لژیون ۶ پنجشنبه 4 مهر 1398 12:38 ق.ظ
خدا قوت عزیزم
همسفر مهشید لژیون ۶ پنجشنبه 4 مهر 1398 12:37 ق.ظ
خدا قوت بانوی عزیز
همسفر سامره لژیون هشتم چهارشنبه 3 مهر 1398 12:41 ق.ظ
عالی بود همسفر گرامی.برقرار باشید
همسفر سعیده لژیون چهارم سه شنبه 2 مهر 1398 11:01 ب.ظ
خیلی عالی بودخانم صغری امیدوارم موفق باشید
همسفرسمیه لژیون یکم سه شنبه 2 مهر 1398 09:22 ق.ظ
خانم صغری امیدوارم حال دلتون همیشه شادوپرازآرامش باشه
اعظم کمک راهنمای لژیون یکم دوشنبه 1 مهر 1398 12:50 ق.ظ
خانم صغری عزیز امیدوارم با خدمت در کنگره به همه آرزوهای قشنگتون برسی
همسفر جمیله لژیون ۶ جمعه 29 شهریور 1398 08:05 ب.ظ
خدا رو شکر که راه را پیدا کردید و طعم آرامش را چشیدید
همسفر مدینه لژیون هفتم جمعه 29 شهریور 1398 07:48 ب.ظ
عالی بودخانم صغری انشالله همیشه توی زندگیتون شاد وسلامت باشید
نیلوفر لژیون 6 جمعه 29 شهریور 1398 07:35 ب.ظ
عالی بود خانم صغری عزیز وقتی خداوند آرزویی تو دلت نهاد بدان توانایی رسیدن به آن را در تو دیده❤️❤️
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات