"زندگی عشق می خواهد آن هم از جنس امید"
شنبه 16 شهریور 1398 ساعت 08:43 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )

سلام دوستان جمیله هستم یک همسفر (لژیون ششم)
همیشه مشکلات را لعنت خداوند ندانیم.سالها قبل زمانی که متوجه شدم همسرم مواد مصرف می کند تصور می کردم که دنیا به آخر رسیده، اصلا نمی توانستم بپذیرم که همسرم یک مصرف کننده است.با خودم فکرکردم تنها ما نیستیم که گرفتار اعتیاد شده ایم پس حتما راهی برای رهایی از آن وجود دارد .
پس از جستجوی و امتحان راه های زیادی که همه به بیراهه بودند با کنگره ۶۰آشنا شدیم. البته چند سالی طول کشید تا اذن ورود ما به کنگره صادر شد. اوایل که به کنگره آمده بودم بعضی چیزها را درک نمی کردم.  مثلا وقتی همسفری می گفت خدا را شکر می کنم که همسر یا فرزندم مصرف کننده بود و باعث شد، تا کنگره را پیدا کنیم و به حال خوش برسیم . این برایم خیلی تعجب آور بود که فردی به خاطر داشتن یک مصرف کننده مواد در خانواده اش خدا را شکر می کند ،این حال خوشی که میگفتند چه بود؟ بعد از چند ماه مسافر من رها شد و هر کدام ازما به دلایلی کنگره را رها کردیم .بعد از دو سه ماه متوجه شدم که مسافرم دوباره مواد مصرف می کند.این بار پذیرش موضوع برای من خیلی سخت تر بود چون به خیال خودم مسافرم رها شده بود غافل از اینکه او فقط قطع مصرف شده بود نه درمان . چون هیچ کدام از ما کنگره و آموزش های آن را به درستی درک نکرده بودیم. باز روزهای سخت شروع شد روزهایی که با بغض و گریه می گذشت.وقتی با راهنمام صحبت کردم به من گفت که دوباره به کنگره برگردیم ولی مسافرم حاضر نبود به کنگره برگردد.یک روز برای دیدن راهنما ودوستانم به کنگره رفتم ،زمانی که سر جلسه نشسته بودم وقتی آوای کنگره پخش شد حسی در من بیدار شد که تا آن لحظه آن رادرک نکرده بود، انگار اولین بار بود آن را می شنیدم.بر پاخیز ای انسان شهرت گشته ویران بیرون کن این شیطان تا انسان پرگیرد از پستی برخیزد  در آن لحظه تلنگری به من زده شده و با خود گفتم باید کاری کنم وشهر ویرانم را آباد کنم. همین باعث شد که کنگره را ادامه دهم و از آن روز هر بار که آن آوا را می شنیدم مصمم تر می شدم برای ادامه راه. بعد ها هر چه جلو تررفتم چیز هایی را در کنگره به دست آوردم که دیگر حاضر نبو دم حتی یک دقیقه از جلسه را هم از دست بدهم. چیزی که واقعا برای من حکم معجزه را داشت مسافر من بعد از دو سال خودش دوباره به کنگره برگشت.  رهایی مسافرم و قبولی در آزمون کمک راهنمایی حال خوشی بود که در کنگره تجربه کردم.حالا حرف همسفری که به خاطر  مصرف کننده بودن عزیزش خدا را شکر می کرد درک می کنم. اگر همسر من یک مصرف کننده نبود من هیچ وقت کنگره را پیدا نمی کردم ،هیچ وقت دوستان خوبی که در کنگره دارم را پیدا نمی کردم دوستانی که خیلی خوب حال همدیگر را درک می کنیم  .اگر مسافر من برگشت نمی خورد من همون سه سال پیش  از کنگره رفته بودم و حس خوب قبولی در آزمون را تجربه نمی کردم .شاید اعتیادبرای ما  روز های سخت زیادی به همراه داشت روزهایی که هیچ وقت دوست ندارم دوباره تکرار شوند ولی متوجه شدم مشکلات همیشه لعنت خدوند نیستند.اگر جایی تصور کردیم که به آخر خط رسیده ایم و اینجا آخر دنیاست برای لحظاتی به این فکر کنیم شاید جایی دیگر چیزهای بهتری در انتظار ما است که خود از آن بی خبریم.                         
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرمریم کمک راهنما لژیون ششم یکشنبه 24 شهریور 1398 02:12 ب.ظ
بسیار عالی بود
می‌رسند آنانی که مشتاق رسیدنند خدمت گوارای وجودت و حال خوشتون مستدام
همسفرسمیه لژیون یک دوشنبه 18 شهریور 1398 11:20 ب.ظ
خانم جمیله بسیاردلنوشتتون زیباودلنشین بودبهتون خداقوت میگم وهمچنین تبریک برای قبولیتون
همسفر افسانه لژیون هفتم دوشنبه 18 شهریور 1398 04:41 ق.ظ
چقد زیبا خانم جمیله
اونجایی که از اوای کنگره گفتید تنم لرزید
همه زندگی برای ما یک تجربه است
همسفر راضیه لژیون۶ یکشنبه 17 شهریور 1398 11:37 ب.ظ
جمیله عزیزم روزهای که تو لژیون پر از غم بودی رو خوب یادمه و الان خیلی برات خوشحالم که انقدر حالت خوبه و مطمعنم که کمک راهنمای خیلی خوبی میشی و به خیلی ها کمک میکنی
همسفر نرگس کمک راهنما لژیون دوم یکشنبه 17 شهریور 1398 12:06 ب.ظ
خانم جملیه عزیز تبریک میگم بهتون امیدوارم حال خوش تون پایدار باشه و دراین راه موفق باشید و خیر و برکت این خدمت در زندگیتون جاری باشه.
همسفر سمیه لژیون دهم شنبه 16 شهریور 1398 08:49 ب.ظ
تبریک میگم خانم جمله قبولیتونو و خداقوت عرض میکنم دلنوشتتون عالی هست و امیدوارم همیشه حال دلتون خوب و حوش باشه
اعظم کمک راهنمای لژیون یکم شنبه 16 شهریور 1398 03:23 ب.ظ
خانم جمیله عزیز خدا رو شکر می کنم که این حس و حال زیباتونو امروز میتونین به راحتی در اختیار دیگران قرار بدید
امیدوارم که این دلنوشته راهگشای مشکل دیگران باشه و با قرار گرفتن در جایگاه کمک راهنمایی بتونید گره های کور زندگی دیگران را باز کنید.خدا رو شکر میکنم که نتیجه صبر و تحملتون رهایی دوباره مسافر عزیزت شد.بهترینهارو براتون آرزومندم
معصومه همسفر لژیون یکم شنبه 16 شهریور 1398 12:28 ب.ظ
خانم جمیله دلنوشتهشما عالی وپراز حس وزندگی دوبارست
خداروشکر که کنگره بوده وهست تا ما وامسال ما به این حس قشنگ وارامش برسیم ۰وازخدابهتینهارو براتون ارزو میکنم
همسفرمدینه لژیون هفتم شنبه 16 شهریور 1398 12:05 ب.ظ
خانم جمیله عالی بودانشالله همیشه توی زندگیتون سلامت وخوش باشید
همسفر سمیه(لژیون پنجم) شنبه 16 شهریور 1398 11:44 ق.ظ
عالی بود دلنوشتتون خانم جمیله.امیدوارم همیشه حالِ دلتون خوب باشه و آرامش در زندگیتون برقرار باشه
آزاده(لژیون۷) شنبه 16 شهریور 1398 11:19 ق.ظ
سلام خانم جمیله قبولیتونو تبریک میگم انشاالله برکاتش در زندگیتون جاری باشه
فاطمه همسفر لژیون یکم شنبه 16 شهریور 1398 09:57 ق.ظ
خانم جمیله عزیز خدا رو شکر که به حال خوش رسیدی واین حس قشنگ تو منتقل کردی ایشالله همه سفر اولیها این زیبا رو درک کنند بازم قبولیتون رو تبریک میگم موفق باشید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic